اختلالات یادگیری کودکان دبستانی

تحقیقات و مطالعات دانشمندان علم روانشناسی نشان می‌دهد که حدود ۶۲ درصد کودکان دبستانی به اختلالات یادگیری مبتلا هستند که درصد پسران حدود ۸۰ درصد است.
به عبارت دیگر از ۱۰۰ کودک دبستانی حدود ۶ تا ۷ نفر پسر و دو تا سه دختر دچار مشکل یادگیری هستند.
این تعداد در سه زمینه خواندن، نوشتن، حساب کردن نمی‌توانند مثل بقیه همسالان خود در یادگیری و روش های آن مورد بحث قرار بگیرد تا اکثریت قریب به اتفاق والدین شرکت‌کننده که فرزندانی سالم و طبیعی دارند بتوانند از کلاس بهره‌مند شوند.
چنانچه دانش آموزانی در مدرسه نمی توانند خوب بخوانند یا روی خط زمین بنویسند و یا در محاسبات جمع و تفریق دچار مشکل می باشند می توانند با مشاوره خصوصی برای مشکل خود جویای راه حل باشند.

یادگیری چیست؟
یادگیری عبارت است از تغییر رفتار بر اثر تجرب.ه مقصود از تغییر رفتار یعنی تغییر بینش ها و نگرش های تغییر عادت، تغییر تمایلات و تغییر معلومات در جهت مطلوب و منطقی. مقصود از تجربه تاثیر متقابل فرد و محیط است.
اطلاعاتی که دانش‌آموزان روزانه در مدارس حاصل می کنند روی معلومات گذشته آنها انبار نمی‌شود بلکه اطلاعات دیروز و امروز بر هم تاثیر می گذارند و موجبات رشد دانش آموز را فراهم می کنند.
در امر یادگیری از قدیم الایام دو شیوه وجود داشته است:
۱٫ شیوه اکتشافی
۲٫ شیوه اکتسابی
در شیوه اکتشافی دانش آموز، محور تلاش است. برای یافتن پاسخ سوالات می اندیشد و از قابلیت های ذهنی خود استفاده می کند. او از این روش احساس لذت می کند و انگیزه نیرومندی برای یادگیری پیدا می‌کند.
در این شیوه وقتی دانش آموز مطلبی را یاد بگیرد آن چنان به خاطر می سپارد که به آسانی فراموش نمی کند.

 


پیاژه می‌گوید: اگر به کودک اجازه دهیم تا با صرف سه روز وقت شخصا پاسخ سوالی را بیابد بهتر از آن است که در مدت یک ربع ساعت آن موضوع را برایش توضیح دهیم. اگر در امر یادگیری از شیوه توضیح یا اکتسابی استفاده نکنیم، مانع کشف و اختراع کودکان شده‌ایم.
اکتشاف نوعی تفکر است که فرد از دایره معلومات خود پا را فراتر گذاشته و به بینش های جدیدی می‌رسد. در شیوه اکتشافی معلم یا والدین سوالی مطرح می‌کنند. یادگیرنده برای یافتن پاسخ به تلاش می افتد لذا با نوعی احساس خلاء در تفکر خود رو به رو می شود. در چنین شرایطی اشتیاق به پر کردن این خلأ برای هر انسانی امری طبیعی است؛ یا شخصا پاسخ را پیدا می‌کند و یا اگر نتوانست آمادگی کامل دارد تا پاسخ دریافتی را به خوبی در ذهن خود جذب کند. زیرا بر اثر فکر کردن مهیای جذب شده مطلب شده است. عوامل موثر در یادگیری عبارتند از:
۱٫ آمادگی یادگیرنده از لحاظ جسمی، ذهنی، روانی و عاطفی و فراهم بودن شرایط فیزیکی محل یادگیری.
۲٫ تجربیات قبلی یادگیرنده
۳٫ موضوع یادگیری برای یادگیرنده قابل فهم باشد
۴٫ یادگیرنده برای یادگیری مطلب جدید، رغبت و انگیزه کافی داشته باشد.
توجه داشته باشیم که فهم یک موضوع از حفظ کردن در یادگیری مهمتر است. یادگیرنده وقتی یک مطلب را فهمیده است که بتواند بین مولفه های یک پدیده ارتباط برقرار کند و به ذات آن حقیقت پی ببرد.
اما در حفظ کردن، فقط مطالب به حافظه سپرده می‌شود و هیچ درک درستی از موضوع حفظ شده برای یادگیرنده وجود ندارد. یادگیری که مبتنی بر فهم مطالب است، پایدارتر است. در بیان مفهوم خلاقیت می گویند اگر یادگیرنده بتواند همواره راه حل مناسبی برای مسائل و مشکلات ارائه نماید دارای تفکر خلاق است.
در حل مسائل بر اساس تفکر خلاق، راه حل ها همواره ماهیتی بدیع دارند نه کلیشه‌ای. خلاقیت مبتنی بر تفکری است که آن را تفکر واگرا می گویند. آزمایش، تجربه و کندوکاو اساس تفکر واگرا است که موجب خلاقیت می شود.
اما در تفکر همگرا پاسخ ها کلیشه‌ای است و نوآوری در کار نیست و یادگیرنده پا را از دایره معلومات فراتر نمی گذارد که این حالت را رکود فکری می گویند.
کودکانی که با همکاری والدین و معلمان دانا به تفکر واگرا می رسند صفاتی ممتاز پیدا می‌کنند: بخشی از آن صفات به شرح زیر است:
کودکان خلاق از قدرت تخیل نیرومندی برخوردارند که مقدمه اختراع است. کنجکاو هستند. در مقابل دلایل منطقی انعطاف پذیرند، سرسخت و لجوج می‌شوند.
صریح و بدون شبهه بوده و در تصمیمات صحیح خود راسخ هستند. تمایل برای تعدیل رفتار از رفتار دیگران کورکورانه تقلید نمی‌کنند. از تفکر منطقی بهره مندند. از نظم خاصی برخوردارند. افرادی خوش رو و شوخ‌طبع اند. از اعتماد به نفس و اراده قوی و قدرت رهبری، استقلال رای و اندیشه مستقل بهره مندند.
از اوقات فراغت خود بهترین بهره را می برند. به فعالیت‌های ذهنی، مسائل مذهبی و فلسفی علاقه مندند.
والدین و معلمانی که خیلی زود به سوال دانش آموزان جواب می دهند و آنها را دعوت به فکر کردن و اندیشیدن درباره مسائل نمی کنند در واقع یادگیرنده از این همه صفات ارزشمند و حیاتی که به آن اشاره کردیم محروم می‌کنند. عواملی که در رشد تفکر خلاق موثر است عبارتند از:
۱٫ اطلاعات و آگاهی: اطلاعات، ماده خام و اصلی خلاقیت است؛ لذا باید زمینه مطالعه و کسب اطلاعات بیشتر برای یادگیرنده فراهم شود. پس باید فرهنگ جامعه در میان دانش‌آموزان جایگاه خود را بیابد و پیشنهاد می شود که خانواده‌ها و فرزندان خود را با نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آشنا نمایند.
۲٫ انگیزش و خلاقیت: انگیزه نیروی محرک جریان خلاقیت است. نوجوانی و صیانت ذات از جمله انگیزه هایی است که از طبیعت و فطرت انسان سرچشمه می‌گیرد. همه می‌خواهند خود را از حوادث مصون داشته و وسایل آسایش خود را فراهم نمایند.
عشق به کسب اطلاعات جدید و کنجکاوی خمیرمایه رفتار مخترعان و مکتشفان است و کنجکاوی فطری است.

 


۳٫ اعتماد به نفس و استقلال شخصیت، مقدمه خلاقیت است. بنابراین برای رسیدن به خلاقیت باید اعتماد به نفس و خود ارزشمندی و عزت نفس کودکان را تقویت نمود. کودکان باید احساس کنند که عقاید و نظریاتشان توسط والدین و مربیان مورد احترام قرار می گیرد. گاهی نظریاتی که به وسیله کودکان ابراز می‌شود و در حیطه اطلاعات و بضاعت علمی والدین ممکن است قرار نداشته باشد اما مقدمه تفکر خلاق می تواند باشد.
از راه‌های دیگر رشد خلاقیت، تدارک فرصت هایی برای یادگیری مبتکرانه است. مثلا طرح مسائل اجتماعی مانند تورم، اشتغال، مشارکت در بین دانش آموزان و ایجاد بحث و ارائه راه حل عامل رشد خلاقیت است.
تکمیل داستان های ناتمام، کار در آزمایشگاه، کارگاه، برخورداری از شخصیت مستقل، متعادل و متعالی جوهر رشد خلاقیت است. زیرا شخصیت های وابسته و غیر مستقل هرگز قادر به اندیشه خلاق و مبتکرانه نبوده و معمولا هویت آنها در تبعیت از دیگران شکل می گیرد.
برای ایجاد شخصیت مستقل و خلاق نه تنها باید به آنها فرصت ابراز وجود داد بلکه از هرگونه تنبیه، تهدید، تحقیر و حتی مقایسه آنها، با دیگران در خانه، مدرسه و جامعه خودداری نمود و همواره توانمندی‌های دانش‌آموزان باید مورد توجه باشد.
امروزه بسیاری از مادران و پدران از شیطنت که بسیار زیاد کودکشان شکایت دارند. آنها اظهار می دارند که فرزندشان مرتب در حال حرکت و فعالیت است و نوعی حالت بی قراری و ناآرامی در او مشاهده می‌کنند.
برخی از این والدین از فقدان تمرکز حواس و ضعف درسی کودک نیز صحبت می‌کنند. آنها عادت به این فعالیت بیش از اندازه فرزندشان را مورد سرزنش قرار می دهند. این کودکان در مورد انتقاد و تنبیه بسیار زیاد قرار می گیرند. عده‌ای از پدر و مادرها کنترل خود را از دست می‌دهند و این کودکان را به شدت کتک می زنند.

امتیازدهی
PDFPrint

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *