افزایش حس خودشناسی و خودآگاهی در پسران

پسران به شدت انتظارات خانواده خود و جامعه را احساس می کنند. چنین فرض می شود که مرد ایده آل کسی است که از عهده همه کارها برآید، کاملا قدرتمند باشد و همه چیز را بداند.
بعضی از پسرها احساس می‌کنند که برای واقعی ساختن این تصویر باید جبهه ای ایجاد کنند و ناتوانی خود را در دانستن پاسخها انکار کنند و حساسیت طبیعی و بیزاری و غریزی خود را نسبت به خطاکاری نادیده بگیرند.
هر چه بیش تر این مسیر را در پیش بگیرند – خواه برای محافظت از خود در مقابل تمسخر دیگران یا جلوگیری از ناامیدی والدین‌شان – بیشتر خود را از خویشتن واقعی خویش دور می‌کنند.
در واقع آنها با این کار بخش هایی از خود را دور می اندازند و خلا خطرناکی ایجاد می‌کنند که در آن احساساتشان به قدری نادیده گرفته می شود که از نشان دادن واکنش در مقابل عوامل و عواقب اعمالشان عاجز می شوند.
فرایند انکار زودهنگام آغاز می شود. چه تعدادی از والدین به ویژه پدران، وقتی که پسر جوانشان درخواست می کند که چراغ اتاقش در موقع خواب روشن باشد یا عروسک زمان کودکی در کنارش باشد، یا تا موقعی که به خواب می رود شخصی کنارش بماند، احساس راحتی می‌کنند؟

 

چند نفر از مربیان پسرها را به خاطر شرمنده شدن از گرفتن توپ در موقع بازی، تزریق واکسن یا قطعه قطعه کردن یک حیوان در کلاس زیست شناسی مورد تمسخر می‌دهند؟ پسرها باید شجاع باشند، اما این شجاعت باید از اعتماد به نفس درونی آنها ریشه بگیرد و تکامل بیابد.
احساسات ما، خود واقعی ما را می‌سازند. وقتی که کودکی بیش نیستیم، برداشت‌ها و اشتیاق هایمان نخستین حس خویشتن را به ما می بخشند. بنابراین باید به آنچه که موجب شادی و ناراحتی، اندوه یا آزار ما می شود توجه کنیم.
داشتن احساسات در مورد موضوعات مختلف، با انگیزه و پیشرفت ما نیز ارتباطی عملی دارد. برای اینکه پسرها تکامل یابند باید توانایی خود و نیازشان به آموختن چیزی قبل از کسب مهارت را بشناسند.
توانایی ما در نگریستن به درون خویش، ما را دچار حس بهت و حیرت می کند و موجب می شود قدر زیبایی را بدانیم و دیگران را درک کنیم. روابط صمیمانه پایدار بر این اصل استوار است.
تحقیقات نشان می‌دهند، برای پسرها ارزیابی خود دشوار است. آنها نه تنها از این کار اجتناب می‌کنند بلکه غالباً بیش از اندازه از خود مطمئن هستند، به اندازه ای که به قدر کافی خود را برای امتحانات اماده نمی کنند و کمتر از توقع دیگران ظاهر می‌شوند.
وقتی که شکست می خورند، می گویند که اگر بیشتر تلاش کنند همه چیز درست خواهد شد.
پسر ها تمایل دارند که حس اغراق‌آمیزی را که نسبت به وجود خویش دارند حفظ کنند و این بدان معنا است که هیچ کمبودی پذیرفته و تحمل نمی‌شود. اگر والدین توقع داشته باشند فرزندانی کامل و بی عیب و نقص داشته باشند کمکی به پسران خود نمی کنند.
خودآگاهی باعث رشد درک عاطفی می شود. برای مثال ظرفیت توجه نشان دادن و محترم شمردن حساسیت‌های سایر مردم را، افزایش می‌دهد. ما از طریق درک خود، دیگران را درک می‌کنیم. وظیفه کسانی که با پسرها زندگی می کنند و با آنها سر و کار دارند، این است که با برانگیختن خود آگاهی، آنها را در تکامل بخشیدن به وجود خویش یاری کنند.

امتیازدهی
PDFPrint

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *