الگوهای متفاوت خانوادگی برای کودکان

بهترین نمونه ها و سرمشق هایی که کودکان می توانند برای تعیین هویت خود از آنها استفاده کنند خود پدر و مادر هستند.
پدر و مادری که به نقش های جنسی خودشان و نقش جنسی یکدیگر احترام می‌گذارند. پدر و مادر از طرق ظریف و دقیق گوناگون می توانند با رفتار خود به کودک بفهمانند که مرد بودن و زن بودن گرامی داشته می شوند و ارزش دارند.
در برخی از خانواده‌ها، کودکان این پیام را دریافت می کنند که هدف بشر برجای گذاشتن نشانی از خود در دنیا و جاودانه ساختن نام خویش است. یک چنین جوی، رویاهای عظیم اکتشاف و رسیدن به کمالات هنری و علمی را تقویت می‌کند.
از زنان نیز انتظار می‌رود علاوه بر نقشی که در خانواده ایفا می کنند در اجتماع نیز مفید واقع شوند. این منظور زمانی عملی می‌شود که پدر و مادر نقش های متفاوت شان را با خشنودی بپذیرند، برای مقام و نقش یکدیگر ارزش قائل شوند و نسبت به فعالیت‌های یکدیگر از خود علاقه نشان دهند.
در برخی از خانه‌ها، کودکان پیام متفاوتی دریافت می‌کنند. جایی که زن از پرورش فرزند و خانه داری خسته شده است، یا جایی که شوهر نسبت به هنرمندی و پیچیدگی های لازم برای زن و مادر خانواده بودن ارزش قائل نیست، کودکان به نقش‌هایی آبا و اجدادی زنان به دید حقارت خواهند نگریست.
در این قبیل خانواده ها، دختر ها ممکن است رقابت جو شوند و سعی کنند که در بازی های خودشان از پسرها و در آینده هم از مردها برتر باشند.
در خانه‌ای هم که نقش های جنسی وارونه می شوند، پیام متفاوتی به کودکان می رسد. در این جور خانه ها زن چه در لفظ و چه در عمل رئیس و حاکم خانواده است. شاید او سرپرست اصلی نباشد و شاید هم باشد. اما در تمام موارد مهم خانواده او تنها مرجع به حساب می آید.
در این قبیل خانه ها شوهر ظاهرا از رئیس خانواده بودن پرهیز می‌کند. او به طور آشکار همسرش را رئیس می‌داند. وقتی بچه ها از او می‌خواهند که در مورد مسئله ای تصمیم بگیرد معمولاً پاسخ می‌دهد که از مادرتان بپرسید.

 


در این قبیل خانه ها کودکان با احترام یا تحسین اندکی نسبت به مردها بزرگ می شوند. هم پسرها و هم دخترها به پدر از دیدگاه مادر نگاه می‌کنند: پدری نازنین و مهربان اما سست و بی اراده.
نمونه یک پدر ضعیف و مادر مسلط و نافذ هم بر فرزندان پسر اثر می گذارد و هم بر فرزندان دختر. پسرها ممکن است تلاش کنند که زیاده از حد تلافی این حالت را درآورند و با هرج و مرج، مردانگی شان را به اثبات برسانند. دخترها نیز در انتخاب شریک زندگانی، غالباً از همان الگوهای خانواده خودشان پیروی می کنند و بدین وسیله وارونگی نقش های جنسی را ادامه می‌دهند تا آن را به نسل بعدی انتقال دهند.

نقش جنسی و وظیفه اجتماعی
اهمیت پرورش فرزندان پسر و دختر به عنوان افرادی یکسان و برابر، نباید ما را از این نکته مهم دور کند که پسرها در آینده باید مرد باشند و دخترها زن.
در عین حال که خواهان برابری جنسی هستیم، نباید فراموش کنیم که برخی از وظایف زیستی تغییر ناپذیرند و دارای پیامدهای اجتماعی و روانی هستند.
لازم نیست که بگوییم مثلاً این پسر چون نقش جنسی مذکر دارد پس حتما باید این نقش های اجتماعی را برعهده بگیرد و دختر چون دارای نقش جنسی مونث است، حتما باید این کارها را انجام دهد.
این اندازه سختگیری و وسواس به هیچ وجه لازم نیست. اما با این حال، نقش های جنسی را نباید به طور کامل نادیده گرفت. بسیاری از زنان بر اساس سرنوشتی که دارند، سرانجام مادر خواهند شد. بنابراین تربیت عمومی و توقعات خصوصی‌شان باید آنها را قادر سازد تا از این نقش زنان خوشنودی عمیقی کسب کنند.
البته اندک زنانی هم یافت می شوند که ممکن است تصمیم بگیرند نقش های متفاوتی نسبت به نقش مذکور داشته باشند.
ممکن است بخواهند مکانیک، دریانورد و یا فضانورد باشند، یا وارد کارهای تجارتی شوند، یا این که بخواهند به دنیای سیاست راه یابند.
این که اشخاص چه مرد و چه زن، باید انعطاف پذیری کافی برای پیشرفت در هر گونه شغل یا نقش سیاسی داشته باشند، هیچ ایرادی ندارد و خوب است اما اگر بسیاری از مردان و زنان در رقابت ها و هم چشمی های متقابل و دو جانبه شرکت نکنند، زندگی برای همه توام با آسایش و راحتی بیشتری خواهد بود.

امتیازدهی
PDFPrint

نجمه برهمند

کارشناس روانشناسی عمومی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *