بررسی “تقلب کردن” کودکان

یکی از مسائل مورد بحث در تربیت کودکان مسئله تقلب آنها است. برخی از کودکان به علت عدم آگاهی از قبح امری که ما تقلبش می‌خوانیم، بدآموزی ناشی از اطرافیان و احیانا به خاطر رسیدن به مصالح و منافع خاص تن به تقلب می دهند.

تقلب چیست؟
رفتاری است غیر صادقانه، طی طریقی است به غیر از شیوه شرافتمندانه و رسیدن به واقعیت و حقیقتی است غیر از طریق مشروع و نشان دادن خود با چهره ای وارون و غیر صحیح است.
در زندگی اجتماعی برای رسیدن به هدف و مقصدی راه های متعددی وجود دارد که برخی از آنها بر اساس ضوابط مکتبی مورد قبول روا و برخی از آنها نارواست. مثلا برای پولدار شدن شیوه‌های مختلفی وجود دارد. تنها آن شیوه درست است که فرد از طریق فروش عین کالا، به همان صحت و استواری که تعریف می‌کنند صاحب پولی می‌شود. اگر به جای جنس مورد تعریف کالای دیگری را با ویژگی‌های دیگر در اختیار بگذارد در آن صورت می گویند که او تقلب کرده است.
یا در مورد دانش آموز و سخن این است که او از راه درس خواندن و حفظ کردن و فهمیدن مطلب اجازه ارتقا به کلاسی بالاتر را داشته باشد و در جلسه امتحان بتواند فهمیده ها و برداشت‌های شخصی را منعکس کند.
حال اگر به شیوه ای دیگر با استفاده از حاصل مطالعات فردی دیگر و یا از طریق رونویس کردن مطلبی از کتابی که او باید آن را از بر داشته باشد به نمره قبولی دست یابد گویند که او تقلب کرده است.

 

صورت های تقلب
تقلب به صور مختلف در کودکان بیش یا کم وجود دارد. و اگر معنی آن را وارونه جلوه دادن به حساب آوریم از نمونه ها و مصداق های متعددی می توانیم نام ببریم. نمونه‌ای از آن همان است که تحت عنوان تقلب در امتحانات مصداق دارد و در بین دانش آموزانی که می خواهند درس نخوانده به آقایی و تفوق برسند شایع است.
نمونه دیگر آن تقلب در بازی ها است. که آن هم در بین کودکان تا دانش‌آموزان بزرگسال وجود دارد. به ویژه در آن بازی که مسئله برد و باخت و دستیابی به امتیازی مطرح باشد و ما حتی در مواردی این مسئله را درباره کودکان خردسال می یابیم.
زمانی تقلب به صورت قالب زدن شیئی به جای شی دیگر است که آن هم از برخی کودکان که حتی از هوش بیشتری برخوردارند دیده می‌شود. زمانی هم در کم فروشی و کم مایه گذاری در کار است.

ریشه و ماهیت تقلب
تقلب نوعی دزدی است. منتها دزدی در مال نیست. بلکه دزدی مقام و موقعیت و از این قبیل است. بر اثر آن آدمی سعی دارد چیزی را از آن خود کند که شرعا و عرفا از آن او نیست و در تملک آن موقعیت و مقام راه شرافتمندانه را طی می‌کند.
تقلب در حقیقت کوتاه ترین راهی است که آدمی برای طی طریق و مقصود خود انتخاب می کند و سعی دارد با میانبر زدن به جایی برسد که دیگران در سایه کوشش‌ها و تلاش‌های مداوم بدانجا می‌رسند.
کودکانی در سایه درس خواندن و رنج بردن به قبولی می رسند و او بدون کار و تلاش و زحمت.
اساس مسئله این است که برخی از افراد در عین تنبلی و در عین احساس عقب‌ماندگی ظرفیت تحمل محرومیت را ندارند و می خواهند هر چه زود تر و سریعتر به درجه و موقعیتی برسند که دیگر افراد عادی از آن برخوردارند. اینان خود را دوست دارند و نمی خواهند گرد و غباری بر چهره شان از این بابت بنشیند. نمی‌خواهند سر و گردنی کوتاه تر از دیگران داشته باشند، اگرچه ظرفیت و تحول روحی دیگران را ندارند.

بررسی ها در مورد تقلب
پاره ای از تحقیقات انجام شده در دنیای غرب راجع به مسئله تقلب نشان داده‌اند که این امر:
۱٫ به جنس بستگی ندارد. از آن بابت که پسر و دختر، زن و مرد بدان تن در می دهند و هر کدام با شیوه هایی مشابه و گاهی هم متفاوت.
۲٫ تا حدود زیادی بستگی دارد به موقعیت اجتماعی و اقتصادی. معمولاً آنها که در شرایط خوب و مناسبی از لحاظ فرهنگی تربیت می‌شوند کمتر متقلبند و آنها که وضع اقتصادی مناسبی دارند لااقل تن به تقلب های کوچک نمی‌دهند.
۳٫ کودکانی که در مدارس مترقی و پیشرفته پرورش یافته‌اند کمتر سر از تقلب در می آورند.
۴٫ فرزندانی که در یک خانواده و تحت یک ضابطه و اخلاق پرورش یافته‌اند در زمینه تقلب تقریبا یکسانند.
۵٫ شاگردانی که در یک مدرسه تحت یک ضابطه و اخلاقند از لحاظ تربیتی و در جنبه تقلب یکسان عمل می کنند.
۶٫ و بالاخره امکان تقلب در کودکانی که هوشمندترند کمتر است و یا شاید به علت هوشمندی نیاز به تقلب نمی بینند و یا روش تقلب آنها به گونه ای است که دیگران از آن سر در نمی آورند.

امتیازدهی
PDFPrint
نویسنده :
منبع : خانواده و دشواری های رفتاری کودکان - دکتر علی قایمی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *