تصویر خانواده در نقاشی های کودکان

کودکان با همه سادگی و صراحتشان در بسیاری از موارد، آرزها به ویژه مشکلات خود را آشکار و مستقیم بیان نمی کنند بلکه آنها را به صورت رفتارهای مناسب یا نامناسبی نشان می دهند که اغلب ناآگاهانه است. این رفتارها یک مکانیسمهای دفاعی روانی، گاه انفعالی و ناسالم است که به صورت پرخاشگری،اضطراب، افسردگی،و… تظاهر می کند و گاه فعال وسازنده است که گاه در قالب بیان هنری چون بازی،نمایش،داستان، نقاشی و…نمودار می شود.
به این ترتیب هنر برای کودکان وسیله است که از طریق آن خواسته ها و مشکلات خود را به شکل خلاق و مطلوب منعکس می سازند و در نتیجه سلامت روانی آنها تامین می شود. از این رو هنر ،نه تنها در آموزش پرورش کودکان بلکه در شناخت و درمان آن نیز اهمیت اساسی می یابد.
در میان فعالیت هنری کودکان،نقاشی از این نظر که کودک از همان سالهای نخست زندگی به صورت فعال به آن می پردازد،نقش مهمی دارد،به خصوص که کودک با توضیح خلاق خود در مورد تصویری که می کشد،در واقع کلام و تصویر را با هم بکار می گیرد و این ترکیب خلاق،اهمیت نقاشی را بیشتر می کند.


می دانیم که خانواده در شکل گیری شخصیت کودکان به ویژه در سالهای اولیه ی زندگی،نقش اساسی دارد و به عنوان بنیادی ترین نماد جمعی که کودک با آن در ارتباط است،رشد جسمی،ذهنی،عاطفی و عاطفی او را پایه ریزی می کند و نیز میدانیم که اکثر کودکان ما در خانواده های خود به دلایل اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی،با مشکلات زیادی رو به رو هستند و انتظارات فراوانی از پدر و مادر خود دارند که اغلب برآورده نمی شود.
باز میدانیم که کودکان نگرش مثبت یا منفی خود را در مورد خانواده شان به صورت مستقیم مطرح نمی کنند و شیوه های آزاد و غیر مستقیم به خصوص نقاشی به علت ویژگیهای بیانی خود برای این کار مناسبتر است.
برای این که از طریق مهمترین بیان هنری کودک که نقاشی است ،اساسیترین نمادی که با آن سروکار دارد،یعنی خانواده،مورد بررسی قرار گیرد، تحقیق روی گروهی از کودکان۵-۶ ساله(کلاس آمادگی) به عمل آمد.هدف اصلی این بررسی،شناخت نگرش کودکان نسبت به خانواده خود نیز تشخیص مشکلات خانوادگی آنان بود.برای این کار از آنها خواسته شد تصویر خانواده خود را بکشند و در پایان کار ،هر توضیحی را که مایلند درباره نقاشی خود بدهند.در مواردی که کودک تمایل به کشیدن تصویر خانواده خود نشان نمی داد،می توانست تصویر هر خانواده ای که مایل است،ترسیم کند.
در این موارد نیز او در واقع خانواده خود را تصویر می کرد زیرا بیشترین تاثیر را از آن پذیرفته بود و این شیوه تنها برای کمک کردن نگرانی و دادن آزادی عمل بیشتر به او، به کار می رفت.
به منظور اجرای درست و امکان نتیجه گیری مناسب ،از این بررسی سه اصل مورد توجه قرار گرفت:یکی این که کودکانی انتخاب می شوند که از وضعیت خانوادگی آنها اطلاعات کافی در دسترس باشد تا در نتیجه گیری ،با داده های حاصل از نقاشی و توضیحات کودکان،مقایسه شود و مورد اطمینان قرار گیرد.
دیگر این که ،امکان حضور پژهشگر هنگام نقاشی کودک حضور داشته باشد تا رفتارها به خصوص نحوه ی کشیدن نقاشی او و نیز ترتیبی را که برای ترسیم افراد خانوادهبه کار می برد،مشاهده شود. سوم اینکه در پایان نقاشی با هر کودک درباره نقاشی او و توضیحات مربوط به آن ونیز خانواده اش گفت و گو شود تا نتیجه گیری بر اساس اطلاعات بیشتر و جامعتری انجام گیرد.
در این نوشته از ذکر نتایج آماری تحلیاهای روانشناختی و جزئیات تحقیق به دلیل تخصصی و طولانی بودن آنها خودداری شده و مواردی که کلیتر است،همراه با توضیح نمونه هایی از نقاشی کودکان،آورده می شود.کودک از طریق نقاشی خانواده خود اطلاعات فراوانی به ما می دهد که آنها را در مصاحبه ها یا سوالاتی که از او می شود مطرح نمی کند.
در حقیقت ارزش شناختی یک تصویر، از ساعتهای گفت وگو و مشاوره،بیشتر مطمئن تر است و علت این امر آن است که هنگام نقاشی،کودک احساس آزادی و امنیت عاطفی بیشتری دارد و کمتر خود راکنترل و سانسور می کند. در حالی که هنگام،مصاحبه هر قدر هم شیوه های غیر مستقیم به کار برده شود، باز از دادن جوابها و اظعار نظرهای واقعی،طفره می رود.
در واقع کودک با کشیدن تصویر خانواده ی خود، به فرافکنی می پردازد و این فرافکنی نه به معنی محدود وکلاسیک آن نسبت به دادن خصوصیاتهای خود با دیگران است،بلکه به معنای جدید و وسیع آن یعنی نگرش فرد نسبت به پدیدهای خارجی است.
در نقاشی خانواده، کودک با واقعیت را نشان می دهد و خانواده خود را آن چنان که هست ترسیم می کند و یا تمایلات و خواسته های خود را منعکس می سازد. تشخیص واقعی یا خیالی بودن نقاشی خانواده را می توان با توجه به اطلاعاتی که از خانواده ی او داریم، انجام دهیم.در این تحقیق نمونه های هر دو نقاشی وجود دارد که بعدا آورده خواهد شد.
آنچه از نظر سلامت روانی کودک اهمیت دارد این است که هم با بیان واقعیتی که مورد دلخواه و قبول نیست و هم آرزوها، از تنش و ناراحتی کودک کاسته می شود و به آرامش بیشتری دست می یابد. نقش درمانی نقاشی از همین خصوصیت بیانی آن ناشی می شود.
اینک چند نمونه از نقاشی کودکان آورده می شود:
با خطوط کلفت و سیاه ،صورت اخمو و خشن پدرش را ترسیم کرده بود و به رنگ سرخ،عصبانیت او را کاملتر کرده بود.وقتی برای اولین بار پدرش رادیدم،چهره ی آشنای او را از خلال نقاشی پسرش شناختم.بسیار خشک و عصبی بود.به راستی چقدر خوب پدر را ترسیم کرده بود. گویاتر از گفته ای و روشن تر از نوشته ای.این نمونه از بیان واقعیت به شکل تصویری است.
کودک دیگری خانواده ای پرجمعیت با درآمدی کم داشت که به سختی زندگی می کردند. آنچه در نقاشی اش جلب نظر می کرد، تصویر بزرگ پدرش بود با یک بغل شیرینی و میوه که جز صورت شاد او تقریبا همه بدنش را پوشانده بود و مادر و بچه ها دورش جمع شده بودند، تصویر غیر واقعی که آرزویش را داشت پدر که اغلب دست خالی و قیافه ای غمگین به خانه باز می گشت.این نمونه از بین آرزوها در قالب تصویر است.


مریم سال گذشته مادرش فوت کرده بود اما خاطره ی مهربانیهایش هنوز در او زنده بود. در نقاشی خانواده اش،تصویر مادر را همچنان شاد و مهربان در کنار پدر و بچه ها کشیده بود، با لبخندی بر لب و دستی که به گرمی بر سر فرزندانش گشوده بود. انگار که هنوز حضور مادر را در خانواده و در کنار خود احساس می کند.
ظاهرا مریم از فوت مادرش ابراز ناراحتی نمی کرد اما این تصویر گویای رنج عمیقی بود که از فقدان مادر در دل داشت و بیان آرزویی که هرگز بیان نمی شد اما با این کار،از سنگینی و فشار آن کاسته می شد.
آذر داری چند خواهر و برادر بود اما دوست داشت تنها فرزند خانواده اش باشد.شاید به این دلیل که در خانواده پر جمعیتش از محبت کافی برخوردار نبود و با این علت که به عنوان کوچکترین فرزند،امتیاز کمتری داشت در نقاشی خانواده اش خود را تنها با پدر و مادرش کشیده بود. حال که نمی توان واقعیت را تغییر دهد،لااقل بر روی صفحه کاغذ می تواند خانواده دلخواهش را تصویر کند و از سنگینی ناراحتی خود بکاهد و آرام گیرد.
الهه خانواده متشنج و گسیخته داشت. پدری ناتنی و عصبی که او را کتک می زد،خواهران و برادران تنی و ناتنی که از او بزرگتر بودند و اغلب با یکدیگر در گیری داشتند و مادر ناتوان و خسته که همیشه اورا سرزنش ملامت می کرد. وقتی از او خواسته شدخانواده اش را بکشد،یک باغ وحش کشید که حیواناتش با خشونت با یکدیگر نزاع می کردند.
هنگامی که به او گفته شد موضوع نقاشی، خانواده ی خودت بود نه باغ وحش،جواب داد می دانم،منهم خانواده خودم را کشیده ام و توضیح دیگری نداد. او راست می گفت. موضوع نقاشی را فراموش نکرده بود. با شناختی که از خانواده اش داشتم و با مشکلاتی که او داشت، چقدر او توانسته بود به صورت غیر مستقیمی تصویری گویا از خانواده خود ارائه دهد. در نقاشی اش، در گوشه ای، تصویر یک خرگوش کوچولو ترسناک دیده می شد. شاید اگر توضیح می داد،این خرگوش کوچولو تصویر خودش بود که هراسان در گیری حیوانات را نگاه می کرد.

 

تصویر خانواده در نقاشی های کودکان
1 رای - میانگین 4
PDFPrint
نویسنده :
منبع : آری گفتن به نیازهای کودکان - دکتر فاطمه قاسم زاده

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *