تعریفی از بازی کودکان

بازی جنبه های وسیعی را در بر می گیرد. از اینرو از بازی تعریفهای زیادی داده شده است. در هر تعریف با برجسته نمودن جنبه ای از بازی، دیدگاه خاصی عرضه شده است. در هر تعریف با برجسته نمودن جنبه ای از بازی، دیدگاه خاصی عرضه شده است. در فرهنگ بزرگ و بستر بازی به صورت های زیر تعریف شده است:
الف) حرکت، جنبش و فعالیت به مثابه حرکت عضلات.
ب) آزادی یا محدودیتی برای حرکت یا جنبش
ج) فعالیت یا تمرین برای سرگرمی، تفریح یا ورزش
مشخصه این تعاریف محدود نمودن بازی به جنبش های حرکتی و عضلانی است و این باعث می شود که تفاوت میان بازی و ورزش از نظرها دور بماند. ورزش در فرهنگ و بستر به معنی هرگونه فعالیت یا تمرین است چه باعث لذت، سرگرمی، تفریح یا اشتغال باشد و یا فعالیتی که نیاز کم و بیش به حرکات شدید و قوی و زورورزی بدنی دارد و بر اساس برخی از سنتها و یا قوانین مقرر انجام شود.
آنچه در تعریف ورزش اضافه گردیده عبارت(( رعایت برخی از سنت ها و قوانین این مقرر)) است که این موضوع در بازی نیز صدق می‌کند. یعنی انجام هر بازی مستلزم رعایت مجموعه‌ای از قوانین و سنتها به صورت آشکار برای مشاهده کننده مشهود باشد و و خواه نظاره گر آنها را بدون مشاهده به صورت درونی اجرا کند
دانشمندان و روانشناسان زیادی در مورد بازی به تحقیق پرداخته اند و نظریه‌های مهمی نیز در این زمینه مطرح کرده اند که به صورت چکیده به برخی از آنها اشاره می‌شود.

 


گروس بازی را تمرین غریزی و بی هدف می داند که در زندگی آینده کودک نقش اساسی دارد. فروبل بازی را شکوفایی طبیعی جوانه های طفل می شمارد. او معتقد است که کودکان بیش از هر چیز از بازی های خود مطالبی می آموزند.
دیویی می‌گویند بازی فعالیتی است که آگاهانه انجام می گیرد و بیجهت در پی به دست آوردن نتیجه و ثمره نیست. پیاژه می نویسد کارهایی که کودکان انجام می‌دهد به صورت بخشی از دانسته های او در می آید، زیرا هر تجربه به صورت یک تصویر ذهنی یا راه و روشی علمی در نزد کودک درونی می شود.

شاتو بر این عقیده است که ارزش بازی در شکل دادن به رفتار و اندیشه های کودکان تا آن حد است که می توان آن را نشانه شناخت رفتار کودکان دانست. پیاژه که نظریات خود را بر پایه تحقیق و تجربه قرار داده به دنبال آزمایش‌های فراوانی که روی کودکان انجام داده است به نتایج جالب توجهی دسترسی یافته است.
وی می‌گوید بازی نقش ارزنده ای در تعلیم و تربیت کودک دارد و سبب می شود تا کودک علاوه بر رشد همه جانبه به ارزش های اجتماعی، اخلاقی، تربیتی و علمی دست یابد و اعتماد به نفس پیدا کند، زیرا تواناییهای خود را در جریان اینگونه بازیها می شناسد و آزمایش می کند و حواس مختلف خود را تقویت می کند.
کودکی که با دیگران بازی می کند از تعادل روحی بیشتری برخوردار است تا کودکی که از بازی محروم شده و یا محیط لازم و شرایط کافی برای بازی او آماده نباشد. این گونه کودکان، همکاری، اطاعت از مقررات را یاد نخواهند گرفت و چون در کودکی بازی نکرده‌اند در جامعه فردا ایفاگر نقش مهمی نخواهد بود، بلکه فردی خجالتی، انزواجو، مردم گریز می‌شوند، در صورتی که کودکان اجتماعی، کودکانی اجتماعی، کودکانی هستند که در بازی های دسته جمعی نقش رهبر داشته ‏اند و معمولا برنامه ریزی گروه‌های همسالان آنها بر عهده داشته اند.
کودکان از طریق بازی به گسترش نیروهای درونی جهت خویشتن داری طی کند دست می یابد. این گسترش از طریق تغییری است که در ماهیت بازی بچه ها و همزمان با پیشرفت بازی قدری به سمت بازیهای جمعی و درنتیجه الزام رعایت روابط اجتماعی به دست می‌آید.

امتیازدهی
PDFPrint

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *