حسادت کودکان

حسادت بین فرزندان روایتی دیرینه دارد. نخستین قتل نفس که در تاریخ بشر به ثبت رسید، قتل هابیل به دست برادرش قابیل بود. انگیزه این قتل هم‌چشمی برادری بود.
در موارد بسیاری، ابراز علاقه والدین تنها به یکی از فرزندان است که حسادت را دامن می زند.
کودکان برخلاف والدینشان، وجود حسادت در خانواده را مورد سوال قرار نمی‌دهند آنها مدتهاست که مفهوم و تاثیر آن را می دانند. با وجود اینکه والدین، آنها را تا اندازه ای برای ورود نوزاد آینده آماده کرده‌اند، آنها با ورود نوزاد حسودی می‌کنند و رنجیده خاطر می شوند.
در زندگی یک کودک کم سن و سال، ورود بچه دوم بحران درجه یک به حساب می‌آید. مدار فضائی او ناگهان تغییر کرده است و در این زمینه او محتاج یاری والدین است.
برای اینکه به جای احساساتی بودن صرف، کمک کننده باشیم، باید کودک خود و احساساتش را بشناسیم و درک کنیم.
بهترین روش در اعلام ورود نوزاد جدید به کودک خردسال این است که از توضیحاتی طولانی و توقعات ساختگی بپرهیزیم مانند زیر:
ما آن‌قدر تو را دوست داریم و تو به قدری فوق العاده ای که بابا و من تصمیم گرفتیم بچه دیگری هم مثل تو داشته باشیم. تو بچه تازه وارد را دوست خواهی داشت و همیشه کسی را خواهی داشت که باهاش بازی کنی.
این توضیح نه صادقانه است و نه قانع کننده. برای کودک منطقی‌تر است که چنین نتیجه گیری کند. اگر آنها واقعاً دوست داشتند، دنبال بچه دیگری نمی‌گشتند. من به قدر کافی خوب نیستم و به خاطر همین است که آنها می‌خواهند مرا با مدل جدیدتری عوض کنند.

 


تقسیم عشق و علاقه مادر به کودک آسیب می رساند. در تجربه کودک، تقسیم یعنی سهم کمتر به دست آوردن، درست مثل تقسیم یک سیب یا یک تکه آدامس.
منظره تقسیم مادر به قدر کافی آزاردهنده است و انتظار ما از اینکه کودک از آن لذت ببرد، در منطق او نمی گنجد.
هرچقدر که دوران بارداری پیش می‌رود، بدگمانی کودک قوی تر به نظر می رسد. کودک متوجه می شود که اگر چه نوزاد هنوز از راه نرسیده، اما مادر را از هم اکنون به خود مشغول کرده است.
اکنون دیگر به سختی می‌توان به مادر دسترسی داشت. مادر ممکن است مریض در بستر افتاده باشد، خسته باشد و یا در حال استراحت باشد. او حتی نمی‌تواند در آغوش مادر بنشیند، زیرا که نوزاد پنهان و در عین حال همیشه حاضر آنجا را اشغال کرده است.

معرفی نوزاد جدید
ورود نوزاد را می‌توان بدون هیاهو و غرور و تظاهر به کودک کم سن و سال اعلام کرد. کافی است که بگوییم: ما می خواهیم بچه جدیدی در خانواده مان داشته باشیم. صرف نظر از واکنش سریع کودک، ما خواهیم دانست که سوالات نپرسیده زیادی در ذهن او و نگرانی‌های بیان نشده زیادی در قلب او وجود دارند.
خوشبختانه، ما به عنوان پدر و مادر در موقعیت خوبی به سر می بریم تا به کودکانمان کمک کنیم که بر این اوقات بحرانی فائق آیند.
هیچ چیز نمی تواند این واقعیت را تغییر دهد که بچه تازه به دنیا آمده تهدیدی است برای امنیت کودک بزرگتر.
با وجود این، این امر که شخصیت کودک تحت این فشار و کشش ناشی از بحران پیشرفت خواهد کرد یا منحرف خواهد شد، به دانایی و مهارت ما بستگی دارد.
آنچه در زیر آمده است نمونه ای است از معرفی مفید و سازنده نوزاد آینده:
وقتی صبا دخترک ۵ ساله، متوجه بارداری مادر شد با خوشحالی زیاد واکنش نشان داد. او تصویری از گل سرخ و درخشش خورشید درباره زندگی با برادر کشید. مادر این منظره یک جانبه زندگی را تشویق نکرد و در عوض گفت:
گاهی وقت ها برادر یا خواهرت مایه خوشحالی تو خواهد بود، ولی گاهی اوقات هم برایت دردسر ایجاد خواهد کرد. گاهی گریه خواهد کرد و مایه رنجش همه ما خواهد شد.
برادرت رختخوابش را خیس خواهد کرد و مادر مجبور خواهد بود او را بشوید، غذا بدهد و از او مراقبت کند.
آن وقت تو ممکن است احساس طرد شدن بکنی. ممکن است احساس حسادت بکنی. حتی ممکن است به خودت بگویی: مادر دیگر دوستم ندارد، اگر این طور احساس کردی، حتما بیا و به من بگو، من تو را بیشتر دوست خواهم داشت، پس دیگر لازم نیست که نگران باشی. تو خواهی دانست که من دوستت دارم.
بعضی والدین در استفاده از یک چنین برخوردی تردید به دل راه می‌دهند. آنها از وارد کردن نظرات خطرناک به ذهن کودک می‌ترسند.
این دسته از والدین باید مطمئن باشند که چنین نظراتی برای کودک تازگی ندارند. عبارت ما نتیجه ای ندارد مگر تاثیر خوب: گفته ما درک ما از احساسات کودک را منعکس می‌سازد.
عبارت ما کودک را از خطا و اشتباه محفوظ می دارد و موجب صمیمیت و ایجاد ارتباط می‌گردد. کودک ناگزیر است که نسبت به بچه تازه به دنیا آمده احساس خشم و تنفر داشته باشد.
این عالی ترین واکنش است که کودک، خود را آزاد احساس کرده و خشم خود را با صدای بلند به ما بگوید، تا اینکه ساکت بماند و خود را افسرده سازد.

بیان حسادت: با واژه ها یا با نشانه ها
وقتی کودکان حسادتشان را سرکوب می‌کنند، حسادت تغییر شکل می دهد و به صورت نشانه ها و بدرفتاری ها بیان می شود. بنابراین وقتی کودک از برادرش متنفر است، ولی حق ندارد که احساساتش را بیان کند، ممکن است اینگونه تصور کند که برادرش را خفه کرده است.

 


این کودک خیالاتی ممکن است به قدری وحشت زده شود که جیغ زنان از خواب برخیزد.
حتی ممکن است به طرف تخت خواب برادرش برود تا ببیند که آیا او زنده است یا مرده. او ممکن است از اینکه برادرش را در آرامش یافته است به قدری خوشحال شود که والدینش واکنش او را به حساب علاقه و محبت او نسبت به برادرش بگذارند.
کابوس راهی است که در آن کودک آنچه را می ترسد با واژه ها بگوید، با تصویر بیان می کند. برای کودکان بیان حسادت و خشم از طریق واژه ها بهتر است تا از طریق کابوس ها.
حسادت در بعضی از کودکان به جای اینکه با واژه‌ها بیان شوند، با سرفه و جوش های پوستی نشان داده می شوند.
برخی دیگر از کودکان بسترشان را خیس می کنند، و بدین سان آنچه را که باید بتوانند با زبان بگویند به صورت دیگری بیان می‌کنند. بعضی از کودکان خرابکار می شوند: آنها به جای بیان نفرت شان بشقاب ها را می شکنند. برخی دیگر ناخن هایشان را می خورند یا موهایشان را می کشند تا بدینسان تمایلشان را برای گاز گرفتن و آزار دادن برادرها یا خواهریشان پوشیده نگه دارند.
تمامی این کودکان نیاز دارند که احساساتشان را به جای نشانه ها یا واژه ها بیان کنند. والدین، نقش کلیدی را دارند که کودکان با آن می‌توانند قفل احساساتشان را بگشایند.

حسادت کودکان
امتیازدهی
PDFPrint
نویسنده :
منبع : یک روز با فرزندم - لادن صحرائیان؛ بنیامین سنائی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *