حقوق و تکالیف کودک

در جامعه ای که رابطه حق و تکلیف متعادل است، روابط انسان ها با هم مشخص و قابل تحمل است. مردم با آگاهی ازحقوق و تکالیف خود در برابر یکدیگر و در برابر جامعه، تصمیم های جمعی می گیرند و آن تصمیم ها را عملی می کنند، چرا که، در آن سهیم و شریک هستند.

کودک، حتی چند ماه پیش از به دنیا آمدنش حقوقی دارد. ولی کودکی انسان بسیار طولانی است. کودک انسانی به مدتی دراز نمی تواند خودش این حقوق را به کار ببرد

و از خودش نهگداری و حفاظت کند. وظیفه ی دیگران است (یعنی پدر و مادر و حکومت) که از او نگهداری کنند و شرایط زندگی قابل قبولی را برای رشد جسمی و ذهنی و فرهنگی و تربیتی و حقوقی او فراهم کنند.

کودک چون بشر است، حقوقی دارد به نام حقوق بشر، و چون کودک است حقوق ویژه ای هم دارد به نام حقوق کودک. یعنی حق ویژه ی بشری که در آینده بزرگسال خواهد شد.

حقوق کودک

یکی از تفاوت های بین انسان و جانور این است که جانور در برابر قانون، اعمالش شناخته نمی شود. ولی کودک نسبت به رشدش تکالیفی دارد. در برخی کشورها کودک از سیزده سالگی اگر قانون را زیر پا بگذارد، یعنی به تکالیفش در برابر دیگران و جامعه عمل نکند، مجازات می شود. نظام قضایی آن کشور ها چنین تشخیص می دهد که کودک از سیزده سالگی می تواند نتیجه و عواقب اعمال خود را بفهمد گرچه تا هجده سالگی کودک حساب می شود.

وظیفه ی مربیان این است که آن چه در قانون نوشته شده را به زبان ساده در مدارس، آموزش و توضیح دهند.

مثلا: خشونت ممنوع است. اگر با خوشونت مبارزه نشود، زمینه ساز خشونت های بزرگتری می شود.

همه ی حقوقی که در پیمان حقوق کودک آمده، تکالیفی را هم ایجاد می کند: تکالیفی برای پدر و مادر، مربیان،  حکومت و البته تکالیفی هم برای کودکان وجود دارد. مثلا حق آزادی بیان کودک، این تکلیف را در برابر کودکان می گذارند:

این آزادی نباید قانون را نقض کند. نباید به احترام دیگران و به نظم عمومی، امنیت ملی، بهداشت و اخلاق جامعه آسیب برساند.

امتیازدهی
PDFPrint

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *