دوره نوجوانی و ویژگی های آن

برخی از دانشمندان تربیت می گویند برای نوجوان تحولاتی روی می دهد که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
۱٫ نوجوان بینش بیداری خاصی پیدا کرده است که با درک و بینش دوره کودکی او فراتر است.
۲٫ نوجوان در این دوره توان و قدرتی در خود احساس می‌کند، در حدی که می‌خواهد عرضه اندام کند و خود را به دیگران بشناساند.
۳٫ نوجوان در دوره نوجوانی سر و گوشش می جنبد، می‌خواهد از بسیاری از مسائل که در اطراف او می‌گذرد آگاهی به دست آورد در حالی که کودک در لاک خود فرو رفته است.
۴٫ نوجوان احساس می‌کند فرد مستقلی شده است و دیگر حاضر نیست همانند دوره کودکی به او امر و نهی شود و با سرپیچی از دستورهای بزرگترها می خواهد بگوید که من کودک دیروز نیستم.
۵٫ در دوره نوجوانی، نوجوان به انجام رفتارها و اعمالی دست می زند که هدف و انگیزه او از انجام آن اعمال، درآمد دادن موجودیت خود است. نوجوان با انجام کارهای فوق العاده سعی در شناساندن خود دارد.
۶٫ نوجوان برخلاف کودک دیروز به سر و وضع خود می پردازد. در این دوره لباس و پوشاک برای او اهمیت خاصی دارد و مدت‌ها وقت خود را صرف آراستن ظاهر خود می کند. با این کار می خواهد مورد توجه دیگران قرار بگیرد و دیگران را متوجه خود سازد.

 


۷٫ روابط نوجوان با پدر و مادرش به تدریج دگرگون می شود. دیگر مانند گذشته با آنان ارتباط برقرار نمی‌کند و گاه می‌پندارد که آنان قدیمی هستند و از مسائل و حوادث روزمره اطلاع و آگاهی ندارند. روی این اصل افکار و کردار پدران و مادران را مورد تخطئه قرار می‌دهد و ارزشی برای آنان قائل نیست.
۸٫ نوجوان در این دوره نیاز شدیدی به انتخاب دوست دارد. فردی را به عنوان دوست برای خود برمی‌گزیند تا رازهای دل خود را به اول انتقال دهد و گاه در ارتباط با دوست راه افراط را می‌پیماید و از مرز اعتدال تجاوز می کند و علاقه اش بیش از حد می گردد.
۹٫ دوره نوجوانی، دوران عصیان علیه بسیاری از وقایع و جریانات و آداب و رسوم و سنن گرفته است. نو جوان احساس می‌کند باید سنت شکنی کند و بسیاری از آداب و رسوم گذشته را انکار و نفی نماید. به عبارت دیگر، انکار نوگرایی و پشت پا زدن به آداب و رسوم گذشته در او تقویت می گردد.
۱۰٫ یکی دیگر از روحیات نوجوان این است که ثبات و دوام در او دیده نمی‌شود. در فرصت‌هایی کار و عملی را شروع می کند ولی پس از گذشت زمان آن را رها می کند و مجدداً به کار دیگری دست می زند و به طور کلی در رفتار و کردارش ثبات به چشم نمی خورد.
۱۱٫ دوره نوجوانی، دوره تجمل و رویا است. حوادث و مسائل زندگی را با دید رویایی ترسیم می‌کند و قدرت و توان آن را ندارد که با واقعیات زندگی ارتباط برقرار سازد.
۱۲٫ نوجوان از نظر بدنی در حال دگرگونی است و تحولات فراوانی در جسم و روان او ظاهر می‌گردد. به وجود آمدن این تحولات موجب می گردد که در فرصت هایی به تنهایی علاقه مند شود. او دوست دارد تنها باشد و در تنهایی درباره خود و تحولات جسمی و درمانی خویش فکر و اندیشه کند. به عبارت دیگر از جمع و اجتماع گریزان می شود تا به زوایای عمق وجودی خود پی ببرد.

 

امتیازدهی
PDFPrint

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *