شما چه نوع والدی هستید؟

در مسیر فرزندپروری با چالش های زیادی روبه رو می شویم. در مقابله با این چالش ها چگونه رفتار می کنیم؟ آیا تربیت فرزند لذت بخش است؟ ما با امیدها و آرزوهای فراوان پدر و مادر می شویم. شب های طولانی بیدار می مانیم، به کودک خود غذا می دهیم، کهنه و پوشک او را تعویض می کنیم، وقتی بیمار می شود نگران می شویم، شاید مجبور شویم کار و تفریح و فعالیت هایی که دوست داریم را کنار بگذاریم و گاهی تمام وقت در اختیار فرزند خود باشیم. با این اوصاف آیا فرزندپروری لذت بخش است؟ اگر بچه دار شدن ما را با سختی های زیادی روبه رو می کند و باعث می شود ریتم عادی زندگی ما تغییر کند، پس چرا تصمیم به بچه دار شدن می گیریم؟ چرا وقتی فرزند اول را به دنیا آوردیم و طعم همه سختی هایی بچه داری را چشیدیم، بعد از چند سال باز به فکر تولد نوزاد دیگری هستیم؟ زمانی که فکر می کنیم چه عشق بی حد و حصری را به فرزندان خود بخشیده ایم ولی در عوض آن همه عشق با بی احترامی، نافرمانی و ناسپاسی مواجه می شویم، آیا فراموش کردیم که فرزند پروری چقدر سخت بود و چه لحظات دشواری را پشت سر گذاشتیم؟ قطعا فراموش نمی کنیم و همه خاطرات تلخ و شیرین در ذهن ما ماندگار هستند. فرزندپروری جزء یکی از ارزش های ما انسان ها می باشد که علی رغم اطلاع از سختی ها و مشکلات مسیر فرزندپروری، باز هم ما نیاز به داشتن فرزند را در وجود خود احساس می کنیم. زمانی که به تولد فرزند خود فکر می کنیم، می دانیم پذیرش همه سختی های مسیر فرزندپروری، شالوده و بنیاد رابطه ای ابدی و جاودانی را پایه گذاری می کنیم. زمانی که موهای ما سپید می شود، قامتمان خمیده می گردد و ناتوان می شویم، این رابطه به بار می نشیند. هنگامی که نگاه مان به هم گره می خورد، در آن زمان خواهان عشقی هستیم که در میان ما بدون هیچ حجاب و پرده ای آشکار و نمایان می شود.

 

با معجزه تولد، موجودی کوچک به دست ما سپرده می شود، مسافر کوچولویی بی پناه در این دنیای نا آشنا که برای رفع هر نیاز خود کاملا به ما وابسته است. ما فرصت زیادی برای آماده کردن این موجود بی پناه برای وارد شدن به دنیای بزرگ و پر تلاطم نخواهیم داشت. شاید به طور متوسط ۱۸ سال زمان داشته باشیم تا این طفل شیرخوار را برای زندگی در دنیایی که می تواند ظالم و بی رحم باشد، آماده کنیم. موفقیت این بچه در دنیای واقعی، بستگی به نحوه ی عملکرد ما به عنوان پدر و مادر دارد. ما می توانیم بدون اینکه با کابوسی هجده ساله روبه رو باشیم، از حرکت در مسیر فرزندپروری لذت ببریم. اما چگونه؟

 

عاشقانه؟ احساساتی ؟ منطقی؟

اگر پایبندی زیادی به قوانین و مقررات دارید، تخطی از قوانین شما را به هم می ریزد و زیاد درگیر احساسات نمی شوید شما از گروه والدین منطقی هستید. علاقه ی زیادی دارید که کودک خود را به کلاس های مختلف فرستاده و اصرار دارید باید همه قوانین و مقررات شما اجرا شود. اما اگر خیلی زود تحت تاثیر احساسات خود قرار می گیرید و در مواجه با رفتارهای فرزندتان، با توجه به حال و هوای درونی خود واکنش نشان می دهید، شما والدی احساساتی هستید. وقتی شاد و سرحال هستید رابطه خوبی با فرزند خود دارید ولی در زمان خستگی و ناراحتی، ارتباط بین شما تیره و تار می شود. هم والد منطقی و هم والد احساساتی طبق ذهن خود با فرزندش رفتار می کند. در واقع مانع بزرگی به نام ذهن برای برقراری ارتباط موثر بین این والدین و فرزندانشان قرار دارد. گروه دیگری از والدین، والدین عاشق هستند. این گروه از والدین با شناخت و آگاهی از ذهن خود، مانع از این می شوند که ذهن، کنترل رابطه شان را به عهده بگیرد. آن ها با آگاهی از منطق و احساسات و بدون اینکه اسیر هیچکدام از آن ها شوند، ارتباط موثری با فرزند خود برقرار می کنند. (بخش دوم)

امتیازدهی
PDFPrint
نویسنده :
منبع : -

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *