فرزندم همیشه از دید منفی به قضایا می‌نگرد

دختر ۱۰ ساله تان آشفته و پریشان از مدرسه به خانه می‌آید و می‌گوید: له‌آ امروز با من حرف نزد. می دانم که از دست من عصبانی است و نمی خواهد با هم دوست باشیم. پسر ۸ ساله تان بعد از تمرین در تیم خردسالان به درون خودرو می پرد و می‌گوید: گراهام به عمد خودش را به من کوبید، بدجوری دردم گرفت. دیگر هرگز با او صحبت نمی‌کنم.
بعضی از کودکان در اینگونه موارد بسیار سریع بدترین خیال ممکن را از سر می‌گذرانند و درباره اینکه چرا دیگران چنین کارهایی انجام داده‌اند، تصمیمی نادرست می گیرند. در این جا نمونه ای از پدری می‌آوریم که سعی می‌کند که با روش حل مشکل به دخترش سندی کمک کند و برای این امر از خواهر سندی، مولی نیز کمک می گیرد.
سندی: پدر، له‌آ از دستم عصبانی است. به نظر می‌رسید که او بهترین دوست من باشد اما تمام روز یک کلمه هم با من حرف نزد. از او خواستم با من بازی کند اما او حتی جوابم را هم نداد.
پدر: می دانم که ناراحتی، بیا داستانی در مورد دختری به نام شری بسازیم که قرار بازی با دوستش را به هم زده بود. می خواهم ببینم تو و خواهرت چند تا دلیل مختلف می توانید بگویید تا کاری را که انجام داده توضیح دهد.
سندی: او دیگر نمی خواهد با دوستش بازی کند.
مولی: او مریض بود.
سندی: ناراحت بوده چون سگش مرده بود.
مولی: معلمش سرش فریاد زده بود.
پدر: چقدر خوب فکر کردید، بچه ها، حالا می توانید درباره اینکه له‌آ ممکن است به چه دلایل دیگر امروز با تو حرف نزده باشد فکر کنی؟

 


سندی: شاید نمره بدی در امتحان گرفته باشد.
باید از گفتگوی دیگر چرا؟ بسیار سپاسگزار باشیم چون اکنون سندی متوجه شده که دلایل زیادی هست که باعث شده له‌آ چنین رفتاری کند، دلایلی که هیچ ربطی به او نداشته است و موارد زیادی هست که باعث سوء تفاهم می شود.
به عنوان مثال: روبی که ۱۱ سال دارد توپ بسکتبالش را به دوستش تاد قرض داد و از او خواست که حول و حوش وقت شام همان روز توپ را به او برگرداند.
اما تاد این کار را نکرد. وقتی تاد سرانجام به او تلفن زد، از دست او بسیار عصبانی بود و گفت: تو گفتی که می آیی، اما نیامدی. هرگز دیگر وسایلم را به تو قرض نمی دهم.
تاد صبر کرد تا عصبانیت روبی فروکش کند و بعد گفت: اگر به حرف من گوش کنی می گویم چه اتفاقی برایم افتاده است. من بیش از حد معمول تکلیف مدرسه داشتم و مادرم مجبورم کرد تا وقتی که مشق هایم تمام نشده در خانه بمانم.
الان تلفن زدم تا بگویم فردا در مدرسه توپ بسکتبالت را پس می دهم. با این که روبی هنوز هم عصبانی بود که چرا تاد زودتر به او زنگ نزده متوجه گرفتاری تاد شد.
آنچه بیشتر اهمیت دارد این است که روبی متوجه شد تاد فقط اهمال کرده و هیچ قصد و غرضی – چنان که او در ابتدا تصور می‌کرد – در کار نبوده است.
وقتی از کودکان بپرسید که آیا می‌توانند توضیحات دیگری در مورد وضعیتی ویژه بدهند یا حرف طرف مقابل را تایید کنند و نتیجه نادرستی نگیرند (زود قضاوت نکنند) ممکن است یاد بگیرند دیدگاهشان را گسترش دهند. چه بسا رفتار کودکانی که از فرط عصبانیت اختیار صحبت کردنشان را از دست می دهند یا خیلی زود از امری صرف نظر می کنند به آسیب جدی دوستی های آنان بیانجامد.

فرزندم همیشه از دید منفی به قضایا می‌نگرد
2 رای - میانگین 5
PDFPrint

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *