نقاشی و تفکر کودکان

یکی از برجسته ترین تحولات اخیر در مطالعه نقاشی کودکان، درک این واقعیت بوده است که ساخت هر نقاشی، دستاوردی بغرنج است و فقط یک فرافکنی بی درد سر اطلاعات ادراکی بر صفحه کاغذ نیست. با توجه به مدارک انبوهی که فریمن( ۱۹۸۰) گردآوری کرده است، کشیدن هر تصویر مستلزم کار شناختی فراوان برای موفق از کار در آمدن آن است.

ما با قبول این واقعیت که هر نقاشی حاصل تفکر است، اکنون در وضعیت قرار گرفته ایم که می توانیم درباره احتمال دیگری که نقاشی ممکن است عملاً موجب تسهیل تفکر شود به تامل بپردازیم. این اندیشه که تصویر ممکن است موجب تسهیل تفکر شود، تازگی ندارد. آرنهایم قویا معتقد بود که کل تفکر، اثاثه ماهیتی ادراکی دارد و از این اندیشه حمایت می‌کرد که بخش بزرگی از تفکر متضمن استفاده از تصاویر است.

دخالت تصاویر در تفکر، در نظریه رمزگردانی دوگانه پایویو (paivio) نیز دیده می شود، که رمز گردانی اطلاعات به یکی از دو شکل متمایز کلامی و تصویری را پیشنهاد کرده است(پایویو ،۱۹۷۱). در اینجا به موضع گیری در خصوص اینکه یکی از دو شکل رمزگردانی بر دیگری ارجح یا از آن اساسی تر است، نیازی نداریم.

نکته مهم در سخن آرنهایم این است که اگر دست کم بخشی از تفکر مستلزم استفاده از تصاویر باشد، در آن صورت تجربه دیداری متناسب با آن برای تحقق آموزش موثر ضرورت خواهد داشت(آرنهایم، ۱۹۶۹). می‌خواهیم این بحث را گامی جلوتر ببریم و بگوییم که علاوه بر تجربه دیداری تصاویر و صورت های ساخته شده توسط دیگران، مستقیما نپرداختن به نقاشی نیز ممکن است برای کودکان مفید واقع شود. در اینجا دو نوع فایده را می‌توان ممکن دانست: نخست ممکن است تاثیر مفید بر رشد عمومی شناخت بگذارد.

برای تحقق درباره این فرضیه، چندین راه ممکن است وجود دارد. مثلا می‌توان به دنبال مدرکی برای اثبات این نکته بود که کودکان برخوردار از فرصت‌های بسیار برای نقاشی کردن، به هنگام ارزیابی توانایی تحصیلی و هوش، ممکن است عملکردی بهتر داشته باشند. در حالی که نمی توان منکر تاثیرات ماندگار نقاشی بر توانایی عقلی شد، به اعتقاد ما ردیابی وجود اینگونه تأثیرات بسیار دشوار است.

به هر حال، طراحی بعدی مطالعات به منظور تحقیق در این موضوعات، رسیدن به نتایج اطمینان بخش در خصوص علت و معلول را دشوار می سازد.

دومین تاثیر مفید نقاشی آن است که می تواند کودک را در حل پاره ای مسائل یاری کند؛ یعنی نقاشی می‌تواند موجب تسهیل تفکر شود. این نظر، مشابه آن نظری است که میگوید نوشتن، برای بزرگسالا، می‌تواند نقش کمکی برای تفکر ایفا کند.

در بسیاری از نظریه پردازی های جدید درباره نوشتن، تاکید شده است که نوشتن در اغلب موارد، چیزی بیش از بیان صرف معنای پیش پنداشته در قالب کلمات است، و می تواند بخش مهمی از فرایند تفکر باشد( مثلا ر . ک . ویلسن wason؛۱۹۷۰؛ البو Elbow؛۱۹۷۳؛کالینز callins ؛ و جنتر gentener؛ ۱۹۸۰؛فلاور و هیس ،۱۹۸۰).

اگر نوشتن بتوانند موجب تسهیل تفکر درباره اندیشه ها و اطلاعات رمزگردانی شده کلامی‌ شود، در آن صورت منطقی است که بگوییم نقاشی می‌تواند موجب تسهیل تفکر درباره اندیشه‌های رمزگردانی شده در قالب تصویر شود.

آیا هیچ دلیلی برای پذیرفتن این نظر وجود دارد؟ البته مهندسان و صنعتگران، غالباً پیشتر ها و نقشه های اجرایی برای کمک به برنامه ریزی و کارهای خود تهیه می کنند. همچنین برخی مدارک تاریخی وجود دارد که نشان میدهد مهارت در نقاشی، غالباً با کشف علمی و اختراع فنی همراه است(ر . ک. اجرتن؛edgerton؛،۱۹۸۰).

اگر تفکر بزرگسالان را بتوان به کمک نقاشی تسهیل کرد ، در آن صورت این نیز منطقی خواهد بود که بگوییم تفکر و حل مسئله توسط کودکان نیز به وسیله نقاشی تسهیل می‌شود. یک مسیر احتمالی برای تحقیق در آینده عبارت خواهد بود از تحقیق درباره حل مسئله توسط کودکان در لحظه ای که تحقق می یابد و تعیین اینکه ترغیب کودکان به تهیه پیشتر برای راه‌حل‌های احتمالی موجب متنوع تر و خلاقانه تر شدن تفکر ایشان می شود یا نه.

 

امتیازدهی
PDFPrint
نویسنده :
منبع : مقدمه ای بر روانشناسی نقاشی کودکان - گلین توماس، آنجله م. ج. سیلک؛ مترجم محمدتقی فرامرزی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *