نقاشی کودکان از موضوعات مهم هیجانی

هدف اصلی کار های مکوور و کوپیتس ( به شرح بالا) ارزیابی شخصیت و تشخیص اختلالات هیجانی بود. با این حال، این کارها بر چند این فرض استوار بود که به نشان دادن جنبه‌های مهم از لحاظ هیجانی در موضوع نقاشی مربوط می‌شود. یکی از این گونه فرض‌ها آن است که میگوید کودکان به هنگام کشیدن نقاشی، بر عناصر تاکید می‌کنند که مخصوصاً مورد توجه ایشان است و از لحاظ شخصی برای ایشان اهمیت دارد.

مثلاً مکوور (۱۹۴۹) معتقد بود که پسران نوجوان نابالغ از لحاظ روانی- جنسی به هنگام نقاشی از پیکره جنس مخالف و نشان دادن پستان ها در نقاشی خود تاکید می ورزند تا شیفتگی خود را با آن بخش از بدن منعکس سازند. این اندیشه که در نقاشی بر موضوعات مهم از لحاظ شخصی یا هیجانی تاکید خواهد شد، فقط به تحلیل های بالینی هنر محدود نمی‌شود.

بر طبق برخی میثاق های هنری( مانند آنچه در نقاشیهای مقبره ای مصر باستان دیده می شود)، گاهی از ابعاد تصویر برای نشان دادن یا انتقال دادن اهمیت شخص مجسم شده است می شد. بسیاری از پژوهندگان مدعی شده اند که کودکان، مخصوصاً کودکان ۶ ساله یا کوچکتر، نیز ممکن است برای نشان دادن اهمیت موضوع نقاشی خود از ابعاد نقاشی استفاده کنند.

بر طبق طبقه بندی سنتی رشد نقاشی که توسط لوکه (۱۹۲۷) مطرح شد، کودکان ۶ ساله و کوچکتر، معمولاً در نقاشی‌های خود به مقیاس گذاری صحیح دست نمی یابند. به بیان دقیق تر، پیدا کردن نمونه هایی از بی دقتی آشکار در مقیاس گذاری نقاشی ها بسیار آسان است.

مشاهداتی از این قبیل، برخی از پژوهندگان را به این نتیجه رسانده است که اندازه و مقیاس در نظر برخی هنرمندان جوان، غالباً بازتابی از اهمیت است نه تلاش در جهت مقیاس گذاری صحیح از لحاظ دیداری .

بدین ترتیب، مردی که در نقاشی کودک می بینیم، در مقایسه با در و خانه، خیلی بزرگ نقاشی شده است زیرا گفته می‌شود که مرد از نظر کودک در مقایسه با ۲ موضوع دیگر( در و خانه) مهمتر به شمار می رفته است.

لوونفلد یکی از منتفع ترین مدافعان و شارحان این نظریه بوده است که کودکان از ابعاد در نقاشی خود برای نشان دادن و انتقال اهمیت موضوع استفاده می‌کنند. او برای اثبات این نظر، به نقاشی کودک اشاره می‌کند که دختری را در حال گل چیدن نشان می دهد(لوونفلد و برترین، ۱۹۷۵، صفحه ۱۸۸).

در این تصویر، در اندازه دست ها اغراق شده است، که این بازتابی از( به ادعای لوونفلد) اهمیت خاص آنها در انجام دادن این فعالیت است. همچنین، می توان چنین استدلال کرد که اغراق و نشان دادن اندازه کله به نسبت اندازه بدن که عموما در نقاشی کودکان از پیکره انسان دیده می شود، تا حدودی پیامد اهمیت فراوانی است که کودکان برای کله انسان قائلند(ر . ک فریمن ،۱۹۸۰).

در برخی از مطالعات، پژوهندگان پوشیده اند درباره پیامدهای اهمیت دادن به موضوع بر ابعاد نقاشی به طریق اصولی تر و سامان یافته تر به تحقیق بپردازند. سولی (solley) و های (haigh ، ۱۹۵۷) ،کرادیک(craddick ، ۱۹۶۱) و سچرست(sechrest) و والاس(Wallace ،۱۹۶۴) جملگی مطالعاتی بر اساس این فرضیه انجام داده‌اند که اهمیت سانتا کلاوز(Santa clause) یا پایا مسیح ، همزمان با نزدیک تر شدن ایام کریسمس، برای کودکان آمریکای شمالی روز به روز بیشتر می شود.

بر طبق فرضیه اهمیت، معلوم شد که اندازه نقاشی های انجام شده از پایا مسیح توسط این کودکان، با نزدیک تر شدن ایام کریسمس بزرگتر و بزرگتر و در روزهای پس از آن تدریجاً کوچکتر و کوچکتر می شود.

تفسیر بسیاری از این دستاوردها، به دلایل متعدد، دشوار و مشکل آفرین است. نخست، تفاوتهای مفروض در اهمیت، در چند مورد انگشت شمار به قدر کافی و مستقل از تفاوت‌های موجود در اندازه که خود مدعی تبیین اش هستند، اعتبار یابی شده اند.

دوم، در هیچ یک از مطالعات انجام شده درباره تاثیرات اهمیت بر نقاشی، تاثیرات خنثی‌کننده احتمالی بر اندازه جزئیات نشان داده شده در پیکره مورد توجه قرار نگرفته است.

اگر کودکان نقاشی هایی را که موضوعات مهم می کشند در مقایسه با موضوعات دیگر با جزئیات بیشتری همراه می کنند، در صورت، نقاشی های بزرگتری را که از موضوعات مهم کشیده می شوند میتوان فقط پیامد گنجاندن( یا پیش بینی شده برای گنجاندن) جزئیات اضافی دانست(فریمن ،۱۹۸۰(.

همچنان که گفته شد، در ضمن مطالعه ای که اخیراً توسط هندرس(hendersen) و تماس(thomas) انجام شد، بر این نکته مهر تایید زده شد که کودکان وقتی بخواهند جزئیات بیشتری در درون خط مرزی نقاشی بگنجانند قالب خطوط مرزی پیکرها را بزرگتر می کشند.

این تاثیر، احتمالاً تبیینی است برای بزرگتر و بزرگتر شدن نقاشی های انجام شده از پاپا مسیح به تناسب نزدیک‌تر شدن ایام کریسمس.

مخصوصاً، به نظر می‌رسد منطقی خواهد بود اگر چنین فرض شود که تاثیرپذیری کودکان از تصویرهای پاپا مسیح در طی دوره پیش از کریسمس روز به روز بیشتر می شود.

اینگونه تاثیرپذیری می‌تواند موجب راه یافتن جزئیات بیشتری به نقاشی های انجام شده توسط کودکان از پیکر پاک مسیح گردد، که در آن صورت برای جا دادن این جزئیات اضافی، باید بزرگتر و بزرگتر کشیده شوند. نتیجه گیری والاک (wallach) و لگت (leggett ، ۱۹۷۲) مبنی بر اینکه اندازه های نقاشی های انجام شده از پیکره پاپا مسیح، آنچنان که انتظار می‌رود در دوره پس از کریسمس( که اهمیت پاپا مسیح نیز احتمالاً رو به کاهش دارد) نوعی تائید برای این نظر است.

با این حال، یک عامل خنثی کننده دیگر زمانی وارد عمل می‌شود که موضوعاتی که قرار است از لحاظ اندازه با یکدیگر مقایسه شوند روی همان یک ورق کاغذ کشیده شوند.

مخصوصاً در صورتی که موضوع مهم‌تر نخست نقاشی شود و به دلیل برنامه ریزی نادرست، فضای کافی بر سطح کاغذ برای تجسم صحیح موضوع دوم باقی نمانده باشد، کار کودک ممکن است نتیجه همان اهمیت دادن به اندازه تلقی شود. تامس و تسالیمی(۱۹۸۸) ثابت کرده اند که اینگونه بی برنامه گی ها، در این اغراق و بزرگنمایی عادی اندازه کله به هنگامی که کله پیش از دیگر قسمتهای بدن در نقاشی کودکان کشیده میشود، از عوامل موثر به شمار می روند.

در مطالعاتی که در آنها به نقاشی های انجام شده از اشخاص برخوردار از اهمیت متفاوت دقت شده است، یک مسئله دیگر در مورد اندازه‌گیری اضافی وجود دارد. در بسیاری از موارد، اشخاص مهم تر( مانند پاپا مسیح، پادشاه، ملکه) با کلاه یا هر آنچه بر سر دارند ارتباط پیدا می کنند.

به سادگی نمی توان به این نکته پی برد که کودکان به هنگام بررسی اندازه نسبی پیکره ها به این گونه کلاه و مانند اینها توجه می کنند یا نه. با توجه به این مسائل در زمینه تفسیر، شگفت آور نخواهد بود که ببینیم برخی از پژوهندگان(فریمن ۱۹۸۰؛الیک و لاآک،۱۹۸۵) درباره وجود تاثیر کلی اهمیت بر اندازه در نقاشی کودکان ابزار تردید کرده باشند.

اما در جدیدترین تحقیقات منتشر شده تانیا فاکس(tania fox)، شاهد هایی برای عوامل خنثی کننده و مسایل مقیاس گذاری به شرح فوق در نظر گرفته شد و مدارکی در تایید چنین تاثیری به دست آمد. تانیا فاکس در یکی از این مطالعات در یافت که کودکان تصاویر پدران و مادران خود را حتی وقتی هیچ تفاوتی از لحاظ متوسط جزئیات گنجانده شده در پیکره ها وجود نداشته باشد، بزرگتر از تصاویر مردان و زنان”عادی” می‌کشند.

با دانستن اینکه ما باید انتظار داشته باشیم که والدین و افراد عادی باید به همان اندازه متوسط واقعی نمایانده شوند، به نظر می‌رسد که این نتیجه گیری، مدرکی از آشکار در تایید تاثیر اهمیت موضوع از نظر کودک نقاشی کننده، بر ابعاد نقاشی. تامس، چینی(chaigne) و فاکس در جریان مطالعه دیگری( در دست چاپ) از کودکان خواستند از خط مرزی یک پیکره نسخه برداری کنند.

کودکان، از یک خط مرزی که به عنوان شخصی بر اخلاق و گذشت توصیف شده بود در مقایسه با خط مرزی دیگری که هیچگونه توصیفی درباره اش به عمل نیامده بود، نقاشی های کوچک تر کشیدند.

در این مورد نیز تفاوت های مشاهده شده در اندازه را نمی شد نتیجه بی‌برنامگی یا مقدار جزئیات گنجانده شده در نقاشی دانست.
این نتیجه به دست آمده در مورد نقاشی از خط مرزی شخص بد اخلاق و زشت( بالا) با نتیجه گیری های پیشین فاکس و تامس( در دست چاپ) مبنی بر اینکه کودکان وحشت زده از جادوگران جشن هالووین( شب عید قدیسان، ۳۱ اکتبر) در مقایسه با کودکانی که ترسی از جادوگران نداشتند، نقاشی هایی به مراتب کوچکتر می‌کشیدند سازگار است(نیز ر . ک . کرادیک ، ۱۹۶۳).

بنابراین، چنین به نظر می رسد که نقاشی از موضوعات وحشت آفرین ممکن است ابعاد کوچک تری پیدا کند. روشن است که اهمیت، به معنای واقعی کلمه، عامل تعیین کننده به شمار نمی رود: ظاهراً هیجانات مرتبط با موضوع نیز در اینجا موثر واقع می شوند.

در چنین حالتی، هر ناظری گمان می کند نقاشی از موضوعات جذاب و جالب به ابعادی بزرگتر از موضوعاتی با همان ابعاد واقعی اما فاقد جذابیت شخصی برای نقاش صورت خواهد گرفت؛ و موضوعات غیرجذاب یا وحشت آفرین را نیز می توان کوچکتر از موضوعات هم اندازه ولی خنثی از لحاظ هیجانی نقاشی کرد.

در حال حاضر هیچ توصیف نظری پذیرفته شده ای در مورد چگونگی تبدیل اهمیت موضوع و اندازه نقاشی کودک از همان موضوع وجود ندارد. پیشتر به این امکان اشاره کردیم که استفاده از اندازه ممکن است یک سنت یا میثاق اکتسابی در کارهای هنری باشد( بزرگ برابر است با خوب یا مهم، کوچک برابر است با بد یا بی اهمیت).

یک امکان دیگر آن است که این تأثیر اهمیت بر اندازه، از اجزای تشکیل دهنده واکنش‌های گرایشی/ دفاعی باشد. مثلا می‌شد آن مرد بد اخلاق و زنش را کوچکتر نقاشی کرد تا فاصله روان شناختی بین نقاشی و موضوع نقاشی بیشتر شود یا خطر تهدید آمیز و وحشت آفرین به حداقل رسانده شود.

در اینجا لازم به یادآوری است که تحقیقات اخیر نویسندگان این کتاب(سیلک، ۱۹۸۶؛ سیلک و تماس، ۱۹۸۶،۱۹۸۸) نشان داده است که حتی کودکان کوچکتر، در مقایسه با آنچه بسیاری از پژوهندگان پیش از این
گفته اند، مقیاس گذاری صحیح اندازه ها را در نقاشی های خود به مراتب بهتر انجام می دهند. همچنان که پیش از این گفته شد، بسیاری از آمل دیگر در فرایند ساخت یک نقاشی وجود دارند که می‌توانند در گزینش اندازه آن موثر واقع شوند( مسائل برنامه ریزی، گنجاندن جزئیات).

با آنکه اهمیت موضوع نقاشی می تواند در اندازه آن موثر واقع شود، به هیچ وجه درست نخواهد بود که بدون در نظر گرفتن نقش احتمالی این عوامل دیگر در اندازه نقاشی بخواهیم فرض کنیم اندازه هر نقاشی خود انگیخته و آزاد، فی نفسه و لزوماً چیزی درباره اهمیت موضوع آن در نظر نقاش به ما می گوید.

 

امتیازدهی
PDFPrint

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *