نقاشی کودکان کار

کودکان همواره نیروی کار ارزان به شمار می روند و دستان کوچک بسیاری از آنان با سختی های کار آشناست. فشار فقر و تنگدستی باعث شد برخی خانواده ها، برای تامین مخارج زندگی،کودکان خود را وادار به کار کنند. کار کردن کودک مساله ای است که از دیرباز در تمام جوامع بشری وجود داشته و از جنبه های مختلفی به آن نگاه می شود.
زمانی که کودک برای کار از خانه بیرون می رود، هیچ تضمینی برای حفظ او از آسیب های اجتماعی وجود ندارد و زندگی وی در این حالت، دستخوش تغییرات زیادی می شود. این روند فرصت تحصیل، آموزش و بازی را از کودکان گرفته و باعث از بین رفتن خلاقیت آن ها شده و در نتیجه آسیب های جدی جسمی و روانی به همراه می آورد.
نقاشی و یا تصویرسازی، وسیله ای است که کودک می تواند به کمک آن، نوعی ارتباط روحی با دیگران برقرار می کند؛ بنابراین می توان از این طریق به روحیات، تمایلات و شخصیت او پی برد.

 

 

اهمیت هنر در کشف دنیای درونی انسان
هنر از مهم ترین ویژگی های بشری به شمار می رود و غایت هنر در آن است که هر گونه احساس خفته، تمایلات و شور و شوق را بیدار کند، به آن ها جان بدمد، نهاد آدمی را سرشار کند و همه چیز را برای انسان فرهیخته و رشد کرده احساس پذیر کند. هنر می تواند آن چه را عاطفه انسان در درونی ترین و نهفته ترین زوایای روح دارد، تجربه کند و بپروراند؛ آن چه را در ژرفا و امکانات متعدد و جنبه های گوناگون نهاد انسان است به جنبش درآورد و برانگیزاند و … (عبادیان، ۱۳۸۳).

هنر به معنای حقیقی آن برترین شکل انتقال تمایلات ناخودآگاه روح به آگاهی انسان است؛ هنر حقیقی در تفکر دینی و عرفانی تنها به هدایت الهی و بدون تفکر و به وسیله یک سیر معنوی و بر کندگی از عالم کثرت ممکن است.
هنرمند باید در تمام اعمال و افکار خود بر احساس و حضور خود تکیه کند؛ اما تنها حضور و دریافت قلبی کافی نیست، بلکه بیان این دریافت های قلبی نیز اهمیت دارد.

مراحل نقاشی کودکان کار
آزمون نقاشی به روش بداهه شامل دو مرحله است:
در مرحله اول، ابتدا رنگ های زرد، نارنجی، قرمز، آبی، سبز، بنفش، قهوه ای، خاکستری و سیاه به ترتیب علاقه و ترجیح توسط کودک انتخاب می شوند. این مرحله آزمون شباهت بسیاری به آزمون لوشر دارد با این تفاوت که به جای کارت های رنگی از جوهرهای رنگی و به جای هشت رنگ، از نه رنگ استفاده و رنگ نارنجی به آن ها افزوده شده است. در این مرحله کودک لکه های رنگی را به ترتیب علاقه و به مقدار دلخواه روی شیشه قرار داده و سپس با گذاشتن مقوایی سفید، لکه ها را به روی مقوا منتقل می کند.
این مرحله از آزمون، به تنهایی می تواند بیان گر اطلاعات مفید و ارزنده ای از نظر روحی و روانی افراد باشد و می توان از تفاسیر لوشر در تجزیه و تحلیل این بخش استفاده نمود.

انتخاب رنگ:
در میان ۶٠ نمونه که از ٣٠ کودک مشغول به کار گرفته شد، انتخاب رنگ ١۵ درصد آن ها را رنگ های زرد، نارنجی، قرمز، سبز، آبی و بنفش تشکیل می دهد، ١٣ درصد رنگ خاکستری در کنار این رنگ ها به کار رفته و در ٧٢ درصد آن ها رنگ های قهوه ای و سیاه به دیگر رنگ ها ترجیح داده شده است.

 

 

کودکانی که رنگ های شاد و اصلی را به کار گرفته اند، اغلب ٧ و ٨ ساله هستند که در بیرون از خانه مشغول نبوده اند و به کارهای سبک تری در خانه و در کنار خانواده می پرداختند، مانند بسته بندی و شکستن قند و گردو و غیره.
در آثار کودکانی که رنگ خاکستری را نیز استفاده کرده اند، یک یا دو رنگ از رنگ های اصلی حذف شده است.

تصویرسازی
در این مرحله کودک با کمک لکه های پدید آمده روی مقوا، سعی در به وجود آوردن تصویر می کند. هر لکه را می توان به هزاران تصویر تبدیل کرد و کودکان مختلف از یک لکه تعابیر متفاوتی را بیان می کنند. این تعابیر با زندگی، حالات روحی و احساسات زمان حاضر و نیز احساسات و تحریکات ریشه دار و ژرف تر فرد مرتبط اند؛ و همه شکل ها و تصاویر به ظاهر تصادفی در این مرحله از نظر یک روانکاو نشانه و قابل تفسیر هستند.
در این مرحله از آزمون نیزکودکان کار ٧ و ٨ ساله طبیعی تر از کودکان ٩ و ١٠ سال عمل کرده و خلاقیت بهتری را نشان دادند. ٧۴ درصد کودکان توانستند از لکه ها به خوبی استفاده کرده و ٢۶ درصد آن ها که غالبا ۹ و ١٠ ساله بودند، قادر به دیدن هیچ تصویری نبودند.
در میان تصویرسازی های به دست آمده از کودکان کار، تصاویر پرندگان و حیوانات از جمله حیوانات درنده بیش تر به چشم می خورد، یونگ حیوانات را نماد زندگی غریزی و پرنده را نماد تعالی می داند.
حیوانات درنده اصولا نشان دهنده گرایش های پرخاشگرایانه و نماد فشارهای درونی و مخفی کودک است. یونگ اژدها و دیگر اهریمنان را نماد قدرت های شرور و شیطانی و نشان گر دلهره و ترس می داند.

نقاشی کودکان معمولی
در میان کودکان معمولی که به صورت اتفاقی انتخاب شده بودند، ۶۵ درصد آن ها فقط از رنگ های اصلی استفاده کردند و ١٣ درصد، در کنار رنگ های اصلی از خاکستری و ١٨ درصد این کودکان از رنگ قهوه ای نیز استفاده کردند.
در کل این تعداد، رنگ قهوه ای و خاکستری، جزء انتخاب های آخر کودکان بودند. تنها ۴ درصد از این کودکان از رنگ سیاه استفاده کردند؛ که همگی در انتخاب های آخر آن ها جای می گرفت. وسعت رنگ های قهوه ای و خاکستری و سیاه در آثار این گروه از کودکان معمولی به نسبت بسیار کمتر از رنگ های دیگر به نظر می رسد و غالبا در همه آن ها، تنها یک رنگ اصلی حذف شده است.
در مرحله تصویرسازی، ٩۶ درصد از این کودکان، تصاویر زیاد و متنوعی را از لکه های رنگی پدید آوردند و تنها ۴ درصد آن ها به تصاویر کم تری اکتفا نمودند.
عناصر تصویری در این آثار بسیار متنوع هستند. یکی از ویژگی های این آثار چهره های خندان آدمک ها و جانوران و دیگری عنصر حرکت است که به وضوح می توان مشاهده کرد.

 

 

تطبیق آثار کودکان کار و کودکان معمولی
با مقایسه آثار کودکان کار و کودکان معمولی تفاوت های بسیار روشنی را چه از نظر انتخاب رنگ و چه از نظر عناصر تصویری می توان مشاهده کرد. رنگ های انتخابی کودکان کار در مقایسه با کودکان معمولی، تیره تر و محدودتر است؛ بیش تر کودکان کار رنگ های خاکستری، قهوه ای و سیاه را به رنگ های دیگر ترجیح داده اند و اغلب رنگ های اصلی را حذف نموده اند که این ها نشان دهنده مشکلات اساسی ساختمان روانی کودک است.
از نظر عناصر تصویری نیز، آثار کودکان کار بسیار ابتدایی تر، محدودتر و خشن تر از تصاویر آثار کودکان معمولی است. تصاویر کودکان معمولی شاد، متنوع و پرانرژی بوده و با جزئیات بیش تری کشیده شده اند.
همچنین می توان مشاهده کرد آثار کودکانی که به تازگی مشغول به کار شده بودند و یا این که در محیط خانه و در کنار خانواده کار می کردند، به نسبت کودکانی که بیرون کار می کردند، شباهت بیشتری به کودکان معمولی دارد.

امتیازدهی
PDFPrint

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *