نقش فرهنگ در بازی

یکی از ارکان مهم در توافق اکثر نظریه پردازان بازی، تقلید نقش و فعالیت های بزرگسالان توسط کودکان از طریق بازی است. هرگاه با دیدی ژرف بر این گونه از تقلیدها بنگریم نشانه‌هایی چند خواه آشکار و خواه نهان در سنن و آداب فرهنگی و شرایط اقتصادی و اجتماعی زندگانی حاضر یا گذشته جامعه را در بازی‌های کودکان شاهد خواهیم بود.
در واقع می توان گفت فرهنگ هر محیط نوع انتظارات از کودک را برای به عهده گرفتن نقش خاص در طول زندگی اجتماعی تعیین کرده و آنها را از راه بازی‌ها به کودک انتقال می دهد.
کودکان از روی انگاره های محیطی خود چه رفتاری و چه فیزیکی الگوبرداری کرده سپس الگوها را چه به صورت آشکار و پنهان در بازی خود مجسم می‌کنند.
برای روشن شدن مطلب مثالی می‌زنیم: کودکی که در جامعه روستایی زندگی می کند هر روز صبح شاهد آماده شدن پدر برای خروج از خانه و به چرا بردن گلها است.
پدر برای این آمادگی فعالیت‌هایی انجام می‌دهد مثلاً در نقاط سردسیر و کوهستانی مچ پیچ می بندد، شال به دور گردن و سر خود می پیچد، سفره غذا را بر کمر می بندد، و چوب دستی را برداشته به سگ های گله که یاران وفادار او هستند سرکشی کرده آنها را نوازش می کند و سپس گله خود یا دیگران را به سوی صحرا و کوهستان هدایت می کند.
از طرف دیگر زن خانه نیز در این آمادگی وظایفی را به عهده دارد؛ آماده کردن شنل و کلاه به عهده او است. دوشیدن شیر، پخت و پز، رسیدگی به گوسفندان، بزها، بزغاله ها، تیمار گله و سایر امور را نیز زن به عهده دارد.

 

 

تمام این وظایف و کارها در میان چشمان مشتاق و جستجوگر کودک انجام می‌شود. کودک سخت طالب و کنجکاو است تا در یابد این همه کار و فعالیت برای چیست؟
او برای دریافت پاسخ شروع به تجربه و آزمایش می‌کند، سعی دارد تا آنچه را می تواند انجام دهد با اکتشافات خود لذت زیادی را تجربه می کند و سپس در طلب تجدید آن لذت برنامه خود را منظم تر می سازد.
زمانی بعد او به درون دنیای واقعی بازی پناه می‌برد، اشیاء پراکنده و مختلف اتاق را به صورت گله گوسفندان مرتب می سازد، سگی را انتخاب می کند و چوب دستی را، پارچه ای به مانند شال بر دور کمر می بندد و سپس همانگونه که در محیط شاهد بوده به نقش آفرینی می پردازد.
طرف دیگر قضیه دختری است که در همان خانه زندگی می کند. او نیز شاهد وظایف و کارهای مادر خود بوده است. او هم کنجکاو و مشتاق است لذا برای درک مطلب شروع به جستجو می کند و از خلال این جستجو لذت تقلید را می‌یابد.
همه کارهای مادر را البته به صورت خام تقلید می کند.
فرانک می‌گویند بازیی که ما در آغاز شناسایی و فهم آن هستیم راهی است که بچه ها به وسیله آن امور را می آموزند. اموری که هیچ فردی و از هیچ راهی قادر به آموزش آن به کودک نیست.
بازی دریچه ای است برای کشف واقعیت های خارج از طرف کودک. دنیای خارج عبارت است از زمان، مکان و غیره. کودک ضمن بازی راه زندگی کردن در دنیای معنا و ارزش های دنیای مادی بزرگسالان را می آموزد و برای رسیدن به هدف برای تلاش های مستمر خود ارزش قائل می شود.
تمام یادگیری ها، تجربیات و کشفیات کودک بنا به ذوق و سلیقه و توان خاص کودک انجام می شود. از طرفی بازی بچه ها نمونه های متعدد و پیچیده و ظریف زندگی انسان ها و روابط مابین آنها را تمرین و تکرار می کنند تا آنها را فرا گیرند، زیرا آنها باید در بزرگسالی در زندگی اجتماعی شرکت داشته و نقش محوله را به خوبی انجام دهند.
در واقع هر حرکت پدر و مادر نشانی از آداب و سنت و ایدئولوژی جامعه ای دارد که در آن زندگی می کنند. لذا تقلید حرکات والدین و تغییر شکل آن به بازی مناسب در نزد کودکان نیز نشان از ایدئولوژی رایج در جامعه مربوطه دارد.
ارتباط میان بزرگسالان و کودک در این مرحله و مشارکت در بازی، ارتباطی دو طرفه و سودمند است به این صورت که بزرگسالان با شرکت در بازی کودکان می‌توانند مقصود و منظور خود را به کودکان آموخته و در واقع به جای استفاده از کلام که مفهوم آن در برخی اوقات برای کودکان گنگ و نامفهوم است از بازی استفاده کنند.
در مقابل کودکان نیز از راه بازی با بزرگسالان می‌توانند برداشت های تخیلی خود از زندگی بزرگسالان و نقش مورد انتظار از خود را بهتر و واقعی تر سازند. از طرف دیگر بازی با بزرگسالان به بازی کودک اعتبار و معنی افزون تری بخشیده و با تایید بازی از طرف بزرگسالان کودک اهمیت بیشتری به خود می دهد.

 

 

شرکت بزرگسالان در بازی کودکان به معنای دخالت در بازی کودک نیست. بزرگسالان به هیچ وجه حق کنترل و جهت دادن به بازی کودکان را ندارند. نهایت آنکه بتوانند شرایط کلی تری برای کودک به وجود آورده و سپس به کودک اجازه دهند تا خود جزییات بازی را ترسیم کرده و آن را تکمیل کند.
کودک باید در هنگام بازی امنیت کافی را تجربه کند و بتواند با بیان خود تنش های عاطفی و هیجانی خود را کاهش دهد. این کار با عدم دخالت در مسیر بازی، آزادی در انتخاب اسباب‌بازی، نوع بازی و غیره حاصل می شود.
اگرچه کودک در انتخاب بازی، مسیر آن و افراد و اشیا مشارکت کننده آزادی تام دارد؛ اما با این وجود محدودیت هایی همچون رعایت اصول ایمنی در بازی را نیز تجربه می‌کند.
زیرا کودک به علت عدم رشد ذهنی کافی نمی تواند خطرات موجود را ارزیابی کرده و اصول ایمنی را رعایت کند. لذا وظیفه افراد بزرگسال کمک به ارزیابی صحیح خطرات و فراهم آوردن محیطی امن از نظر فیزیکی و عاطفی برای بازی کودک است.
جوردان می‌گوید: فعالیت‌هایی پویشی ممکن است منجر به فعالیت های فراوانی در زمینه های مختلف موسیقی، نویسندگی، بازیگری، هنر و صنایع دستی در دانش‌آموزان گردد که هر یک از این فعالیت‌ها می‌توانند خود به عنوان شغل اصلی یا به عنوان کار های تفریحی فرد درآید. هر نوع تجربه پویشی که شامل توالی و تسلسل تجربه درسی، دوره آزمایشی و آموزشی و صرف وقت و تحمل باشد به احتمال قوی منجر به تغییر در دانش فرد، حالات، رفتار، ادراک و بینش او می‌گردد.
نمونه هایی از بازی های کودکانه ایرانی که نشانی از فرهنگ و تاریخ جامعه خود دارند که یکی از معروف ترین بازی های رایج در استان فارس که به مناسبت های گوناگون و معمولاً در مراسم شادی و سرور انجام می شود چوب بازی یا رقص با چوب است. در این بازی دو نفر شرکت کننده وجود دارد.
نگاهی به ورزش باستانی و زورخانه‌ای، تشابه سنگ گرفتن با سپرداری، میل گرفتن و … نشانه هایی دیگر از نفوذ فرهنگ و سنن و آداب در بازی‌ها است.
بازی قایم باشک معروف بچه ها و چگونگی اجرای آن یادآور شیوه سنتی زندگانی در معابر پیچ در پیچ و چگونگی دقت در گذر از این معابر با توجه به شرایط ناامن گذشته و آمادگی چشم و گوش برای دیدن و شنیدن است.
بازی هفت سنگ، نشان از چگونگی ایفای وظیفه افراد برای حفظ سنگرها و آبادی‌های خود از شر دشمنان دارد.

امتیازدهی
PDFPrint

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *