نقش موسیقی از دیدگاه روانشناسی و تعلیم و تربیت

اندیشه انسان به دو گونه بیان می شود:گونه کلامی که حاصل از آنزبان است و گونه غیر کلامی که به صورت هنر نمود می یابد. بنابراین موسیقی نیز به عنوان یکی از هنرها،بیان تفکر غیر کلامی انسان است.
عنصر اصلی در موسیقی،صدا ضرباهنگ(ریتم)است. در موسیقی کودکان(به ویژه در شیوه جدید)،حرکت از عوامل مهم به شمار می آید و از سوی دیگر این موسیقی با کلام موزون-یعنی شعر و ترانه-نیز پیوند تنگانگ دارد.
صدا پدیده ای فیزیکی است که به صورت امواج صوتی بر حس شنوایی انسان اثر می گذارد و از طریق عصب شنوایی به مغز می رسد و در آنجا به کمک تجربیات پیشین تغییر و تفسیر می گردد و شناخت آن محرک حاصل می شود.
صدا به مثابه پدیده ای روانی ،خود دارای بار عاطفی یا هیجانی است و برحسب موزون یا نا موزون،حالتهای عاطفی متفاوتی در انسان ایجاد می کند.به علاوه در فرایندرشد کودکان نیز اهمیت فراوان دارد.تحقیقات جنین شناسی نشان داده است که کودک حتی پیش از تولد نیز به صدا واکنش نشان می دهد.
از این رو توصیه می شود که مادران در دوران بارداری از صداهای ناهنجار پرهیز کنند و به موسیقی آرام گوش فرا دهند زیرا صداهای موزون به کودک آرامش می بخشد و صداهای ناهنجار ترس و اضطراب در او ایجاد می کند (به عنوان نمونه می توان به بمباران وتاثیرات آن بر روی کودکان اشاره کرد).


در دوران بارداری صدای ضربان قلب مادر برای کودک موسیقی آرام بخشی است که او را با مادر پیوند می دهد. پس از تولد هم صدا و لالایی مادر در او ایجاد آرامش و نشاط می کند.
ضرباهنگ یا ریتم نیز برای کودک نقش مهمی داردبه گونه ای که کودک چند ماه پس از تولدنسبت به ریتم واکنش نشان می دهد. البته اصولا انسان با ریتم ، ارتباطی طبیعی دارد و بدن هم از ریتم خاصی پیروی می کند(ضربان قلب،نبض،تنفس،راه رفتن و…).طبیعت نیز آهنگ خاص خود را دارد تا حدی که می توان از آن به عنوان موسیقی طبیعت نام برد:صدای باران،باد،پرنده گان،درختان،دریا،رودخانه و… اجزای تشکیل دهنده ی این موسیقی هستند.
به این ترتیب انسان با ریتم بدن خود و طبیعت ،پیوندی اندامواره ای(ارگانیک)دارد.بنابراین عناصر اصلی موسیقی ( صدا،ضرباهنگ،حرکت)،به طور طبیعی با کودک ارتباط دارند و به همین جهت از مجموعه ی این عاصر می توان در آموزش ، پرورش و شناخت مشکلات کودکان و همچنین رفع آن استفاده کرد.
اما پیش از پرداختن به نقش موسیقی در آموزش و پرورش کودکان،این پرسش اساسی مطرح می گردد آیا هدف ما آموزش موسیقی به کودکان است یا آموزش کودکان به کمک موسیقی؟آیا هدف از آموزش موسیقی به کودکان،پرورش هنری آنهاست یا پرورش آنها از طریق هنر؟
از دیدگاه روانشناسی و تعلیم و تربیت،آموزش موسیقی به کودکان،هدف نیست بلکه موسیقی وسیله ای است در خدمت آموزش کودکان و پرورش استعدادهای آنان از طریق هنر.
البته اینکه موسیقی از طریق روانشناسی وسیله است نه هدف،به هیچ وجه از اهمیت آن نمی کاهد بلکه ارزش واقعی آن را به عنوان روشی برای آموزش کودکان و پرورش تواناییهای آنان، آشکار می سازد.
به این ترتیب آموزش موسیفی با این هدف، می تواند و باید در مورد همه کودکان به کار برده شود و تنها کودکان علاقه مند و مستعد را در بر نگیرد.
اما ببینیم موسیقی چگونه می تواند در آموزش،پرورش،شناخت و تغییر رفتار های کودکان موثر باشد.

 

امتیازدهی
PDFPrint

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *