هنر درمانی کودکان

هنر درمانی، به شکلی که غالبا عملی می شود، بر این فرض استوار است که بیان هیجانات در هنر، دارای پاره‌ای امتیازات درمانی است.

در هنر درمانی، درمانجو ترغیب می‌شود که چندین طرح خطی (یا نقاشی، مدل، پیکره و مانند اینها) در حضور درمانگری که کودک را در جریان انجام کار هنری نیز راهنمایی خواهد کرد، بکشد.

گاهی به کودک گفته می شود هر آنچه را که خود دوست دارد نقاشی کند، گاهی نیز ممکن است درمانگر دستوری صریح به او بدهد، مثلاً بگوید” اعضای خانواده ات را نقاشی کن” درمانگران هنری، بدون استثنا، مدعی اند که هنر درمانی برای انواع گوناگون درمانجویان، مفید واقع می‌شود، نه فقط برای درمان جویانی که از توانایی هنری اندکی هم برخوردارند.

منطق توجیه کننده این روش در بیشتر شکل های هنر درمانی آن است که بیان احساسات و اندیشه ها در نقاشی تاثیری درمانی دارد هرچند منطق می توان چنین فرض کرد که هر نقاشی انجام شده در جریان هنر درمانی تحت تاثیر دستورها یا اطلاعات شخص درمانگر و خود کودک نیز قرار می گیرد. حتی بررسی گذرای تحقیقات انتشار نیافته( مانند دالیDalley؛ ۱۹۸۴) نشان می‌دهد که هنردرمانی می‌تواند شکل های بسیاری به خود بگیرد.

اغلب شکل های هنر درمانی ارتباطی تنگاتنگ با یکی از گونه‌های متعدد روان‌درمانی های روان- پویش مدارانه دارند. دلیل منطقی، هدف ها، و اجرای هر شکل خاصی از هنر درمانی، معمولاً تا به شکل همان نظریه روان-پویش مداران مرتبط با آن است. لیکن، چهار هدف مشترک در بسیاری از شکل های هنر درمانی وجود دارد.

این هدف ها عبارتند از پالایش روانی، در بینش/ یکپارچه سازی، ارتباط و یادگیری در حد تسلط.

پالایش روانی اندیشه‌ای است برگرفته از نظریه روانکاوی فروید مبنی بر اینکه مواجهه با احساسات بازداشت و سرکوب شده و بیان آنها نقش درمانی دارد. مثلاً دختری که حسادت و خصومت فرو نشانده و و سرکوب شده خود را در برابر برادر کوچکترش در یک نقاشی مناسب بیان می‌کند بدین وسیله تا حدودی از تضاد ها و تنش های ناشی از این احساس ها رهایی خواهد یافت.
بینش و یکپارچه سازی قالب آن یکی از پیامدهای مهم پرداختن به فعالیت هنری تلقی و معرفی می‌شود. این دالی (۱۹۸۴، ص. XIII) معتقد است که هنر درمانی” شیوه ای برای بیان احساسات در آمیخته و کاملاً مفهوم نشده و تلاش برای ایجاد وضوح و نظم در آنها”. زیرا در مورد کودکان که ممکن است در اغلب موارد فاقد نامگذاری لفظی برای بسیاری از احساس های خویش باشند، بیان به کمک تصاویر می‌توانند مخصوصاً مفید واقع شود.

منظور از ارتباط در هنر درمانی، برقرار کردن ارتباط بین دو کودک( درمانجو) و درمانگر است.
گفته می‌شود که ارتباط تصویری در مواردی که کودک قادر به صحبت کردن درباره احساس ها و تجربه های خود نیست یا تمایلی به این کار ندارد، می تواند امتیازات ویژه ای داشته باشد.

گفته شده است که مسائل ارتباطی غالباً زمانی پیش می آید که نوعی سوء استفاده جسمی( شاید جنسی) از کودکان به عمل آمده باشد. این گونه کودکان ممکن است از صحبت کردن درباره موضوعات معمولاً نهی شده یا محرمات خجالت بکشند، ممکن است قدرت درک یا واژه های مناسب برای توصیف و تجربه های خود را نداشته باشند یا ممکن است از عمل انتقام جویانه شخص سوء استفاده کننده ای که خواستار مخفی نگه داشتن شدن آن سوء استفاده شده است در ترس و هراس باشند.

کودکانی که بدین ترتیب از صحبت کردن بازداشته می‌شوند، ممکن است انتقال دادن تجربیاتشان از طریق که نقاشی را کاری آسان‌تر بدانند(ر. ک. گودوین goodwin؛ ۱۹۸۲).

یادگیری در حد تسلط، به این جنبه اشاره دارد که کودکان از طریق بازآفرینی وضعیت های دشوار در نقاشی خویش می‌توانند صاحب نوعی تجربه تسلط پیدا کردن بر مسائل خویش گردند. به این ترتیب، کودک، ضمن بازآفرینی هر وضعیت تا حدودی بر احساسات و واکنش های خود نیز مسلط می‌شود.

نظر پیاژه در مورد درون سازی(assimilation) از طریق بازی، شکلی از بیان این اندیشه است_ و اندیشه تلاش برای مسلط شدن، که در تحولات بعدی نظریه روانکاوی اهمیت پیدا می‌کند نیز شکل دیگری از آن است. مثلاً، اریکس(Erik’s on؛ ۱۹۶۸) بر ارزش بازیابی احساس مسلط شدن از طریق بازآفرینی حوادث دشوار در ضمن تظاهر به بازی، قصه گویی یا نقاشی تاکید می‌کرد.

امتیازدهی
PDFPrint
نویسنده :
منبع : مقدمه ای بر روانشناسی نقاشی کودکان - گلین توماس، آنجله م. ج. سیلک؛ مترجم محمدتقی فرامرزی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *