چگونگی رشد اضطراب کودک

حدود ۱۰ درصد اشخاص، به طور غیرعادی به هر نشانه خطری حساس هستند. این ویژگی در کودکان از ۲۱ ماهگی قابل تشخیص است و در نتیجه به نظر می رسد که بخشی از خلق و خوی مادرزادی کودک باشد.
این کودکان در ۲۱ ماهگی در برابر هر وضعیت تازه چنان واکنش نشان می دهند که گویی در خطرند.
آنها احتیاط شدید نشان می دهند و تقریبا از هر فرد یا وضعیت جدیدی اجتناب می‌کنند. این ویژگی را که برای نخستین بار دکتر کاگان در دانشگاه هاروارد شرح داد وقتی رفتاری می‌خوانند. زیرا به نظر می‌رسد در کودکان دارای این ویژگی، گرایش متعارف کودکان خردسال به کاوش در پیرامون خود، دچار وقفه شده است.
وقتی گروهی از این کودکان را در طول چند سال زیر نظر گرفتند دیدند درصد افرادی که بعدها دچار اختلال های ناشی از اضطراب بالینی می شوند بالاتر از حد معمول است.
به یاد داشته باشید که فقط دو یا سه درصد کودکانی که در ظاهر کمرو هستند دچار اختلال های جدی ناشی از اضطراب می‌شوند. اما ۷ یا ۸ درصد باقی مانده چه می شوند؟ آنها یاد می‌گیرند که خود را وفق بدهند. این کودکان می‌آموزند که با وجود خلق و خوی خجالتی شان همه کارهای سایر هم سن های شان را انجام دهند. ممکن است برخی کارها برای آنها سخت تر از همسن های شان باشد – به خصوص در شرایطی که تغییرات و موارد پیش بینی ناپذیر زیادی وجود داشته باشد – اما به هر حال خودشان را با این شرایط وفق می‌دهند.

 

 

نقش روابط نخستین
اگر کودک کم رو، احساس حمایت کند و توانایی سازگاری را به خوبی در خود پرورش دهد، ممکن است دچار اختلال اضطرابی نشود. به نظر می رسد که حمایت و سازگاری همراه هم باشد چرا که آن گروه از کودکان پیش دبستانی که از رابطه پایدار و حامیانه مادران شان برخوردارند، سازگاری بهتر و نگرانی کمتری را نشان می دهند تا آنهایی که از چنین رابطه‌ای محرومند.
آزمایش ها نشان داده اند که وقتی این کودکان پیش دبستانی، برای مدت کوتاهی از مادرشان جدا می‌شوند مضطرب می‌گردند و با بازگشت مادر، به سرعت خاطر جمع می شوند. این کودکان حتی در مواردی که خود مادر هم مضطرب است، صدق می کند.
رابطه حامیانه و پایدار، بر این مبنا شکل می‌گیرد که پدر و مادر به نشانه های اضطراب فرزندشان حساس می‌شوند و می‌توانند آنها را خوب درک کنند و پیوسته به این نشانه‌ها واکنش نشان دهند.
کودکانی که با چنین پدر و مادرانی بزرگ می شوند، مطمئن می شوند که پدر و مادر می توانند اضطراب آنها را تسکین دهند و همواره تکیه گاه شان باشند. کودکان با سرمشق قرار دادن پدر و مادر، می‌توانند سرانجام توانایی سازگاری را در خود پرورش دهند.
هر چه کودکان در زمینه سازگاری موفق تر بشوند، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنند. آنگاه به زندگی به چشم منطقه مین گذاری شده نگاه نمی کنند، بلکه زندگی برایشان ماجرای شگفت آوری می‌شود که باید آن را کشف کنند.
حتی اگر رابطه نخستین شما با کودک حساس تان، پایدار و حامیانه نبوده باشد فرصت ها به کلی از دست نداده اید.
اول باید بدانید که اگر کودک خلق و خوی بسیار ناسازگاری داشته باشد، حتی بهترین پدر و مادرها هم نمی‌تواند به سادگی رابطه مناسبی با او برقرار کنند. ممکن است نتوانید از کودکی که مدام شکایت می کند یا برعکس، ناراحتی اش را به درستی ابراز نمی کند همواره و با قطعیت حمایت کنید.
دوم حتی نوزادانی که رابطه اولیه بی نقصی نداشته اند هم می توانند بعدها توانی خوبی برای سازگاری پیدا کنند. مغز انسان توانایی چشمگیری در جبران کاستی‌های نخستین دارد. برای مثال، کودکانی که در سال‌های نخست دچار ضایعات مغزی شده‌اند اغلب در بزرگسالی، ناتوانی بسیار اندکی دارند. خلاصه مغز کودکان به مراتب انعطاف پذیرتر از مغز ماست. بنابراین همیشه می‌توانید به فرزندتان کمک کنید تا توانایی سازگاری را بیاموزد و هر چه زودتر این کار را شروع کنید بهتر است.

تعادل بین حساسیت و سازگاری
کودکان حساسی که در خانواده احساس امنیت می کنند نیز ممکن است دچار اضطراب شوند. رشد اضطراب در کودکان حساس، بستگی دارد به تعادل بین آسیب پذیری ذاتی نسبت به اضطراب و حمایت والدین و کسب توانایی سازگاری.
امکان دارد کودکان بسیار آسیب پذیر، حتی با وجود حمایت عالی خانواده، دچار اختلال های ناشی از اضطراب شوند. کودکانی که آسیب پذیری ذاتی کمتری دارند ممکن است فقط در صورت وجود خشونت یا سایر ضربه های عاطفی جدی، دچار اختلال‌های ناشی از اضطراب شوند.

 

 

معمولا این کودکان به روان درمانی نیاز دارند تا علاوه بر یادگیری توانایی ها و مهارت های مربوطه با مشکلات عاطفی شان روبرو شوند.
معمولا کودکان می‌توانند تعادل بین آسیب پذیری و سازگاری و حمایت را حفظ کنند تا آنکه رویدادی تنش‌زا، اختلال اضطرابی خاصی را ایجاد کند.
روند حفظ تعادل به یک الاکلنگ تشبیه شده است. برای حفظ تعادل، می توان فشار را کم کرد و حمایت یا توانایی سازگاری را افزایش داد، اما بعید است که آسیب پذیری ذاتی تغییر کند.
در دراز مدت پدر یا مادر نمی تواند همیشه در کنار فرزندش باشد و او را حمایت و از هر فشاری حفظ کند. وانگهی کودکی که همواره زیر چتر حمایت پدر و مادرش قرار دارد نمی تواند در آینده، در جهان بزرگسالان خوب عمل کند. برای همین است که سازگاری تا این حد اهمیت دارد.

اضطراب در طول زندگی
برای پدر و مادر ها اغلب این پرسش مطرح است که آیا کودکان مضطرب، در طی رشد اضطراب را کنار می‌گذارند یا مضطرب تر می‌شوند؟ اگر برخی کودکان را تشویق کنیم تا با ترس هایشان رو به رو شوند در ضمن رشد می توانند توانایی و مهارت های مربوط به سازگاری را کسب کنند. به عبارتی می‌توان گفت که آنها ترس هایشان را پشت سر می گذارند.
اما کودکانی که از ترس هایشان فرار می‌کنند ممکن است به کلی زیر بار این ترس ها فلج ‌شوند. اگر کودکان مدتی طولانی از فعالیت های مناسب سنشان اجتناب کنند امکان اینکه فراگیری بعضی مهارت های ارزنده را از دست بدهند وجود خواهد داشت.
چنین کودکانی به چند نفری که می‌توانند با آنها رابطه برقرار کنند (معمولا افراد خانواده) روز به روز بیشتر وابسته می شوند.
این وابستگی روز افزون موجب افزایش درگیری‌ها و نزاع های خانوادگی می شود و توانایی کودکان برای سازگاری با همسن ها و محیط مدرسه و نیز عزت نفس آنان را کاهش می دهد.
خوشبختانه بیشتر کودکان مضطرب می توانند با رویارویی تدریجی با ترس هایشان، بر آنها غلبه کنند. هر بار که کودک با یک وضعیت ترسناک رو به رو می شود حساسیت کمتری به آن پیدا می‌کند. اگر کودک به دفعات با وضعیت ترسناک روبرو شود و هر بار به او کمک کنند تا با مهارت بر اضطرابش غلبه کند، واکنش جنگ یا گریز نسبت به آن وضعیت، در او از بین می رود.
اضطراب در افراد مستعد (آسیب پذیر ذاتی) گاهی شدید می‌شود و گاه ضعیف. معمولا وقتی حمایت از بین می‌رود یا یک عامل فشار جدید پدید می‌آید اضطراب تشدید می‌شود. برای نمونه این توقع که کودکان در سنین بلوغ مستقل تر عمل کنند ممکن است برای کودک حساسی که تا آن هنگام، به حمایت پدر و مادر بسیار متکی بوده است، ایجاد فشار کند.
اما برای کودکی که توانایی و مهارت های مربوط به سازگاری را آموخته است این مسئله موجب نومیدی نمی شود بلکه او را متوجه می کند که توانایی و مهارت های آموخته شده را مورد بررسی قرار دهد و در صورت لزوم مهارت های تازه ای را به آنها اضافه کند.
هر بار که کودک بر وضعیت جدیدی مسلط می‌شود اعتماد به نفس او افزایش می‌یابد و امکان پیدا می‌کند تا با چالش های تازه روبرو شود و زندگی رضایت بخش و مفیدی را بگذراند.

 

امتیازدهی
PDFPrint

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *