کار خیابانی کودکان

بیرون از خانه ها، به خیابان ها می رسیم و کار خیابانی کودکان، همانطور که آمارهای رسمی نشان می دهد فقط در تهران حداقل ۲۰ هزار کودک خیابانی وجود دارد که ۸۱ درصد این کودکان بنابر گزارش یونیسف صرفا برای دستیابی به درآمد و گذران زندگی خود و خانواده شان به کار در خیابان ها رو می آورند.
هرچند در هیچ یک از بررسی‌ها مشخص نشده است که چه درصدی از کودکان خیابانی مشغول به کار قانونی و چه درصدی برای دستیابی به درآمد، به کار غیرقانونی مشغول هستند؛ با این همه، جدایی این دو حیطه روشن است. منظور از غیر قانونی (کارهای خلاف در عرف عمومی) آن بخشی از فعالیتهای اقتصادی است که قانون ممنوع کرده است، مانند کوپن فروشی و زباله دزدی.
کودکان خیابانی به دو دسته آزاد و سازمان یافته تقسیم می‌شوند. درصد بالایی از کودکان سازمان یافته نوع فعالیت کاری شان در چارچوب فعالیت های خلاف قانون عرف، مانند گدایی قرار نمی گیرد.
چنان که گزارش شده که حتی یونیسف هم خبر از رقم تنها ۷ درصدی برای گدایی در کودکان خیابانی می دهد. ۸۰ درصد کودکان خیابانی در تهران از خانواده های مهاجرند، که ۴۴ درصد این مهاجرین خانواده های غیر افغانی هستند.
برای جلوگیری از کار کودک، ما نمی‌توانیم تنها به کار بازرسین کار که فقط روزی ۸ ساعت وظیفه سر زدن به نقاط مختلف را دارند متکی باشیم؛ در حالی که گاهی رسیدن به یک کارگاه در نقطه دور افتاده ای، ۱۲ ساعت طول می کشد. خصوصا اینکه کارگاه های غیرقانونی پنهان کار می کنند و کارفرمایانی که تن به چنین عمل غیر اخلاقی می دهند راه حل گریز از قانون را هم پیدا می‌کنند.

 

کار برای کودک نه تنها مانعی در روی آوردن به انحرافات اجتماعی نیست، بلکه خود زمینه ای است برای بزهکاری.
کودکان در محیط کار، هم با محرک بیشتر انحراف زا مواجه اند، و هم به دلیل نیاز، انگیزه‌های بیشتری برای روی آوردن به بزه دارند.
از سوی دیگر کودکی که توسط پدر یا مادرش مجبور به گدایی یا فروش آدامس می شود از طرف هیچ سازمانی مورد حمایت قرار نمی گیرد؛ نه پرورشگاه حاضر به قبول او می شود نه سازمان بهزیستی و نه هیچ جایی دیگر، و در نهایت به سوی والدینش بازگردانده می شود.
صاحب نظران معتقدند معضل کار کودک حل نمی‌شود مگر اینکه شرایط کاهش فقر اقتصادی برای اقشار محروم جامعه فراهم شود.
خانواده‌ها لزوم آموزش کودکان خود را به درستی درک کنند؛ برای کار کودکانی که نان آور یا کمک خرج خانواده خود هستند جایگزین مناسبی فراهم شود و در یک کلام متغیرهای اقتصادی و اجتماعی این معضل شناسایی شوند.

رها کردن کودکان خیابانی
علی‌رغم تلاش‌های بین‌المللی برای جلوگیری از کار کودکان و بهره کشی از آنان، کار کودک در کشور ما حتی در حد برخورداری از آمار دقیق هم مورد توجه قرار نگرفته است.
به نظر می رسد بی توجهی و بی تفاوتی نسبت به کار کودک در کشور ما جامعه را از درک حقایق در مورد این معضل اجتماعی و اقتصادی دور کرده است.
هرچند کودکانی که در کارگاه های غیرقانونی، در محیط های آلوده به خلاف روزگار می‌گذرانند و نیروی اندک خود را تقریباً به رایگان می فروشند در خور توجه و حمایت بسیار قوانین هستند، اما کودکانی که سرنوشت آنها در خیابان ها شکل می گیرد به دلیل آن که در معرض آسیب های شدید جسمی و روحی قرار دارند توجه و دقت بیشتری طلب می‌کنند.
در سرنوشت حتمی همه خردسالانی که دوران خوش کودکی برایشان افسانه ای بیش نیست، بعضی ها از امتیاز اندکی برخوردارند.
پسر ۹ ساله ای که در یک کارگاه غیرقانونی در زیر زمین یکی از پس کوچه های تهران کار می کند حداقل اسم کارفرمایش را می داند و اگر دچار حادثه یا سوء استفاده ای‌ شد، بستگانش می‌دانند از چه کسی باید شکایت کنند؛ اما دختر ۱۱ ساله آدامس فروشی که در یکی از خیابانهای تهران سوار اتومبیل می شود نه راننده را می شناسد و نه می داند به کجا می رود.
در رابطه با حوادثی که برای کودکان شاغل در خیابان ها اتفاق می افتد آنچه در پزشکی قانونی می‌گذرد بسیار گویا است.

امتیازدهی
PDFPrint
نویسنده :
منبع : بررسی قوانین فقهی حقوقی در زمینه کار کودکان - شهربانو محلاتی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *