کار کودک و تاریخچه آن

عبارت کار کودک، تصور ویژه‌ای را مجسم می‌سازد؛ ما کودکان را زنجیر شده به چرخ های بافندگی در کارگاه های تاریک و در شرایط نامناسب می‌بینیم. به واقع کودکان کار های متنوعی را در شرایطی بسیار متفاوت انجام می دهند و این کار، در یک جریان مداوم انجام می‌پذیرد.
یک سوی این جریان، کار سودمند است؛ زیرا در جایی که این امر، بدون تداخل در مدرسه رفتن، تفریح و استراحت کودک صورت می‌گیرد، پرورش جسمی، روحی، اخلاقی و اجتماعی کودک را ارتقا می بخشد یا تقویت می‌کند.
حوزه‌های گسترده‌ای از فعالیت‌ها، میان این دو قطب وجود دارد و شامل کارهایی می شود که الزاما تأثیر منفی بر پرورش کودک ندارد. یک دهه پیش، یونیسف اعلام کرد که در صورتی کار کودک بهره کشانه است، که شامل این موارد باشد:
۱٫ کار تمام وقت در سنین بسیار پایین
۲٫ گذراندن اوقات بسیار بر سر کار
۳٫ کاری که فشار جسمی، اجتماعی یا روانشناسی وارد می شود.
۴٫ کار و زندگی در خیابان ها در شرایط ناگوار
۵٫ پرداخت ناکافی
۶٫ مسئولیت بسیار زیاد
۷٫ کاری که مانع دسترسی به آموزش می شود
۸٫ کاری که منزلت و اعتماد به نفس کودکان را پایین می آورند همچون بردگی یا کار بردگی و بهره‌کشی جنسی.
۹٫ کاری که برای پرورش کامل اجتماعی و روانی زیان آور است.
۱۰٫ کاری که برای بزرگسالان زیان آور است می‌تواند برای کودکان شدیدا زیان آور باشد.

 

 

علت کار کودکان
بنا به گزارش یونیسف و سازمان بین المللی کار، ۲۵۰ میلیون کودک در جهان – خصوصاً کشورهای توسعه نیافته – به کار اشتغال دارند.
از نظر پیشینه تاریخی، قرن نوزدهم که سازمان های صنفی کارگری در اروپا شکل گرفت، یکی از اهداف آن ممنوعیت اشتغال خردسالان بوده، که به علت فقر و مشکلات اقتصادی خانواده ها عملا تحقق نیافت.
از ۱۹۲۴ که اولین اعلامیه جهانی حقوق کودک تصویب شد ۸۴ سال می‌گذرد، توصیه ها و الزامات بین المللی جهت برابرسازی فرصت‌ها و رفع تبعیض، به علت عدم برنامه‌ریزی صحیح مدیریت کلان، علیرغم بهبود نسبی، نتیجه مطلوبی را که مبین تحقق و استیفای کامل حقوق کودک باشد، نداده است.
پایین بودن بودجه آموزش و عدم هماهنگی میان سازمان های مرتبط جهت سازماندهی کودکان، نداشتن اطلاعات صحیح آماری از وضعیت کودکان، افزایش هزینه تسلیحات به خاطر احساس عدم امنیت ملی، موجب محرومیت کودکان از حقوق آموزشی گردیده و آثار آن، اجبار کودک به کار در جوامع شهری و روستایی شده است.
اصل هفتم اعلامیه جهانی حقوق کودک، مصوب ۱۳۳۸ (هـ ش) آموزش رایگان و اجباری، حداقل در مدارس ابتدایی را جزو حقوق لاینفک کودک می داند.
لازم به یادآوری است که ایران هم در رژیم گذشته و هم در دوران جمهوری اسلامی این اصل را پذیرفته است.
ماده ۲۸ کنوانسیون الحاق کودک مصوب ۱۳۶۸ نیز، اجباری و رایگان بودن تحصیل ابتدایی را برای کودکان، جزو وظایف کشورهای عضو می‌داند. اصل سی ام قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز، دولت را موظف می سازد تا وسایل آموزش و پرورش کودکان را تا پایان دوره متوسطه فراهم آورد.
با توجه به این اصل از قانون اساسی، مشخص می شود که حداقل طبق قانون، ما یک مرحله از اعلامیه حقوق جهانی جلوتر هستیم.
اهمیت تعلیم و تربیت آن چنان است که حتی در مواردی که والدین از تحصیل کودک ممانعت نمایند، قانون مجازات آنان را پیش بینی کرده است. در خصوص اشتغال کودکان نیز مشابه همان تأکید ها وجود دارد.
اصل مهم اعلامیه جهانی حقوق کودک تصریح می دارد که کودک تا رسیدن به سن قانونی – که در بسیاری از کشورها معمولا ۱۸ سال در نظر گرفته شده است – نباید به استخدام در آید؛ حتی اگر کودک با میل خود یا اجازه والدینش تقاضای کار نماید، قانونگذار باز هم به کارفرما اجازه استخدام نمی دهد. به عبارت دیگر بهبود زندگی کودک یا خانواده اش، نمی تواند مستمسکی برای کارفرما قرار گیرد.

امتیازدهی
PDFPrint

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *