یافتن جایگزین های موثر برای تنبیه کودکان

پزشکان شعاری دارند، که می‌گوید: مهم تر از همه آن است که آسیب نزنی. والدین به قاعده مشابهی نیاز دارند که به آنها کمک کند به یاد داشته باشند که در روند تربیت فرزندانشان نباید به سلامت عاطفی آنان آسیب بزنند.
اساس تربیت، یافتن جایگزین های موثر برای تنبیه است.
خانم ویلیامز در حال شروع نخستین درس خود در مدرسه پسران بزهکار بود. او خیلی ترسیده بود. وقتی به طرف میز خود می رفت پایش گیر کرد و افتاد.
کلاس پر از قهقهه خنده شد. خانم ویلیامز به آرامی بلند شد، خودش را صاف کرد و گفت: این نخستین درس من به شماست! شخص می تواند با صورت به زمین بخورد، اما باز هم دوباره بلند شود. سکوت. پیام دریافت شده بود.


خانم ویلیامز واقعا اهل انضباط بود، همان طور که همه والدین وقتی برای تغییر رفتار فرزندانشان به جای تهدید و تنبیه از نیروی خردمندی خود استفاده می کنند می توانند چنین باشند.
وقتی والدین کودکان را تنبیه می کنند، آنان را خشمگین می نمایند. آکنده از خشم و غرق در کینه، کودکان نمی‌توانند گوش دهند یا تمرکز کنند.
بنابراین در تربیت از هر چه ممکن است خشم به بار آورد، باید خودداری نمود و هر چه اعتماد به نفس و احترام به خود و دیگران را افزایش دهد باید پرورش یابد.
وقتی والدین فرزندان خود را عصبانی می کنند، چه اتفاقی می افتد؟ کودکان از خود و والدین خود متنفر می شوند. آنها می خواهند بی حساب شوند و ذهنشان درگیر خیالات انتقام جویانه می‌شود.
وقتی راجر ۷ ساله توسط پدرش تنبیه و تحقیر شد، به دنیای خیالی که در آن درگیر مراسم تدفین پدرش بود، پناه برد.
چرا والدین کودکان را خشمگین می کنند؟ نه به خاطر آنکه نامهربان هستند، چون مهارت ندارند. آنها نمی دانند کدام جمله هایشان مخرب هستند. آنان تنبیه گر هستند، زیرا هیچ کس به ایشان نیاموخته چگونه بدون حمله به فرزندانشان، از عهده یک موقعیت دشوار برآیند.
مادری حادثه زیر را نقل کرد: روزی پسرش فِرِد، از مدرسه به خانه آمد و در حالی که در را باز می کرد فریاد می کشید: از معلمم متنفرم. او جلوی دوستانم سر من داد کشید. او گفت با حرف زدنم مزاحم کلاس هستم و بعد در تمام مدت کلاس مرا با ایستادن در راهرو تنبیه کرد. من دیگر هیچ وقت به مدرسه بر نمی گردم.
خشم پسر، مادر را ناآرام کرد. بنابراین نخستین چیزی که به ذهنش آمد را بر زبان راند: خوب می دانی که باید از مقررات پیروی کنی. نمی توانی هر وقت دلت خواست حرف بزنی. وقتی گوش نمی‌دهی تنبیه می شوی، امیدوارم درس گرفته باشی.
پس از پاسخ مادر به احساس ناراحتی او، فِرد از دست او هم خشمگین شد. در عوض اگر مادر گفته بود: چه قدر خجالت دارد که آدم مجبور باشد در راهرو بایستد! چه قدر تحقیر آمیز است که جلوی دوستانت سر تو داد بکشند! بی خود نیست که عصبانی هستی.
هیچ کس چنین رفتاری را با خود دوست ندارد. پاسخ همدلانه او، احساس ناراحتی فِرد را نشان می‌داد، خشم او را کمتر می کرد و باعث می شد او احساس کند که درکش می کنند و دوستش دارند.
بعضی والدین ممکن است نگران باشند که با تاکید ناراحتی کودک و کمک رسانی به او، پیامشان این خواهد بود که با رفتار بد فرزندشان مشکلی ندارند. اما تا جایی که برای مادر فرد مهم بود، رفتار مزاحم او در مدرسه اتفاق افتاد و معلم او با آن برخورد کرد. آنچه او احساس کرد که پسر غمگینش نیاز دارد توبیخ اضافی نبود، بلکه یک اظهارنظر همدلانه و قلبی بود که نشان دهد او را درک می کند.
فرد به کمک مادرش نیاز داشت تا بر اندوه خود غلبه نماید. همدلی، توانایی والدین برای درک احساس فرزندش، عامل با اهمیت و ارزشمندی در پرورش کودک است.
به تازگی در یک فروشگاه لوازم الکترونیک، صاحب مغازه به من گفت: شنیده ام شما درباره تربیت صحبت می کنید و من با شما موافق نیستم. او کف دستش را باز کرد و با افتخار گفت: این روانشناسی من است.
از او پرسیدم آیا برای درست کردن کامپیوتر، یک دستگاه صوتی یا تلویزیون نیز از همین روش کف دست استفاده می کند؟ او جواب داد: نه، برای آن کار به مهارت و دانش نیاز دارید. این ها وسایل پیچیده ای هستند.
کودکان نیز به والدینی نیاز دارند که با مهارت و آگاه باشند، کسانی که درک کنند روش کف دستی همان قدر که برای کامپیوتر بی فایده است برای کودکان نیز بی نتیجه است.

 


این روش به هدف نمی رسد. هیچ کودکی پس از تنبیه شدن به خود نمی گوید من می خواهم اصلاح شوم، می خواهم مسئول تر بشوم و بیشتر کمک کنم چون می خواهم این بزرگسال تنبیه گر را خشنود سازم.
تربیت، مانند یک عمل جراحی است که به دقت فوق العاده ای نیاز دارد. نمونه زیر که از قول یک مادر نقل شده مبین اهمیت چالشی است که در پیش رو داریم: من متوجه شده‌ام که دچار نوعی تناقض هستم، به این صورت که اغلب از همان روش هایی استفاده می کنم که سعی دارند آنها را در وجود فرزندانم ریشه کن کنم.
مثلا صدایم را تا آخر بالا می برم برای اینکه سر و صدای بچه‌ها را بخوابانم. برای متوقف کردن دعوا از زور استفاده می کنم. با بچه ای که بی ادب است، بی ادب هستم و به کودکی که بد دهنی کند پرخاش می کنم.
رفتار بد و تنبیه، مخالف هم نیستند و یکدیگر را لغو نمی کنند. بر عکس همدیگر را پرورش می دهند و تقویت می کنند. تنبیه مانع از رفتار بد نمی شود، بلکه باعث می شود خلافکار در فرار از گیر افتادن ماهرتر شود. وقتی کودکان تنبیه می شوند، تصمیم می گیرند بیشتر مراقب باشند اما مطیع تر و مسئول تر نمی شوند.

امتیازدهی
PDFPrint
نویسنده :
منبع : ارتباط با کودک - هایم گینوت؛ مترجم شهرزاد حکیم مختار

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *